تبليغاتX
ღ*فانا*ღ
   

 

 

 

 

بای تا بعد از امتحان ها
سلام...!

فكر كنم اين آخرين پستم تا بعد از امتحانات باشه
البته شايد بازم آپ كنم اما قول نميدم
آخه امسال نهايي داريم و قراره سرمون رو ببرن
اين معلم ها كه تا ميتونستن ما رو ترسوندن
البته من نميترسم ولي دلم ميخواد بازم بهترين باشم
پس براي رسيدن به خواسته ام بايد يه مدت از شما دوست هاي عزيزم دور باشم
براي كسايي كه مثل من امتحان دارن دعا ميكنم كه موفق باشيد و معدل همتون 20 بشه(چه توهمي !!!!)
شما هم براي من دعا كنين تا به اون چيزي كه ميخوام برسم
تو اين مدت به من سر بزنين ها
نرين فراموشم كنين
همتون رو به خدا ميسپرم
زود بر ميگردم
قول ميدم

+ نوشته شده در  یکشنبه 24 اردیبهشت1385ساعت 16:26  به قلم  .: نگار* :.  | 

یعنی مدرسه تموم شد؟؟
سلام...!

يادمه از كلاس اول دبستان تا دوم راهنمايي از مدرسه متنفر بودم
با اينكه درسم خوب بود و هميشه شاگرد اول يا دوم بودم هميشه به مامانم ميگفتم من نمي خوام برم مدرسه  من از مدرسه بدم مياد
سال سوم راهنمايي يه سال فراموش نشدني و عالي بود و باعث شد از مدرسه خوشم بياد
اون سال بود كه فهميدم مدرسه يعني عشق و حال
يه اكيپ 16 نفري بوديم كه به جز 2 نفر بقيه مون شر ترين هاي مدرسه بوديم
زنگ هاي تفريح كلي شيطنت ميكرديم
و....
سال اول دبيرستان هم اولش چون از دوستام جدا افتاده بودم خيلي ناراحت بودم
اما بعدش ديدم بچه هاي اينجا هم خوبن
باز هم شيطنت ها شروع شد
و اين 3 سال برام خيلي عالي بود

تازه معني حرف مامان و خاله هامو ميفهميدم كه ميگفتن قدر اين روزا رو بدون كه ديگه بر نميگرده
نميدونم قدرشو دونستم يا نه
اما وقتي يادم مي افته كه بعد از اين يه هفته دوران مدرسه واسه هميشه تموم ميشه دلم ميگيره
باورم نميشه كه دنياي شاد و قشنگمون به اين زودي تموم ميشه و يه خاطره ازش ميمونه
باورم نميشه

كاش تجديد ميشدم


اينا رو كه گفتم يه خاطره هم از سوم راهنمايي يادم اومد

يه روز يكي از دوستام (هديه) با دوست پسرش قرار داشت و از صبح داشت خودشو ميكشت
همش تو آينه نگاه ميكرد و از ما ميپرسيد من خوبم؟
ما هم ديگه حسابي اعصابمون خورد شده بود
زنگ تفريح يكي از بچه ها رفت واسه همه بستني خريد
داشتيم ميرفتيم سمت آبخوري كه ديدم هديه داره با يكي از دوم ها حرف ميزنه و بازم از دوست پسرش ميگه
منم آروم رفتم پشتش و همين طوري با بستني اسم دوست پسرش رو مينوشتم
اصلا هم نميفهميد
داشتم دور اسمش قلب هم ميكشيدم كه يه دفعه فهميد و دنبالم كرد
منم دويدم رفتم تو كلاس
فكر نميكردم بتونه كاري كنه ولي يه دفعه با يه شيشه دوغ خانواده پيداش شد
ميخواست دوغ رو بريزه رو من كه زدم زير شيشه بيشترش ريخت رو خودش
البته رو منم ريخته بود اما رو اون بيشتر ...
جفتمون بوي گند دوغ گرفته بوديم
...
اونم نرفت سر قرار
 
*حالا كسي از بين شما نميخواد بره سر قرار؟

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 20 اردیبهشت1385ساعت 14:24  به قلم  .: نگار* :.  | 

3 تا تولد تو یه روز
ترانه جونم (17 ساله) و شيما جونم (17 ساله) و تيام كوچولوي نازنازي (1 ساله) تولدتون مبارك

امروز 2 تا متولد تو كلاسمون داشتيم
كيك و شمع و .... هم آورده بودن
واسشون تولد گرفتيم
خيلي خوش گذشت
همش بزن برقص ميكرديم
از رقاص هاي كلاس هاي ديگه هم دعوت كرده بوديم

نمره انضباطمون هم قراره 2 بشه
چون از صبح تا موقع تعطيل شدن 9 بار ناظمامون اومدن سر كلاس و گفتن ساكت باشيم
ما هم كه از رو نميرفتيم
تا ناظمه پاشو. از كلاس ميذاشت بيرون شروع ميكرديم

به مناسبت روز معلم هم ديروز و امروز كلي شلوغ كرديم

جاتون خالي...

* سپيده جونم هيچ هديه اي بهتر از هديه ي تو به من (كتاب كيمياگر) نبود
خيلي خوشحال شدم


 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 13 اردیبهشت1385ساعت 14:47  به قلم  .: نگار* :.  | 

تو را دوست دارم
تو را دوست مي دارم نميدانم چرا
شايد اين طبيعت ساده و بي آلايش من حد و مرزي براي دوست داشتن نميشناسد
ولي سخت در اين مكتوب فرو نشسته ام چه كسي مرا دوست مي دارد
اي فرشته ي نازل شده بر چشمانم
اي شقايق زندگي ام
اي تنها ستاره ي آسمان قلبم
اي زيباترين زيبايي هاي محبت
اي بهانه ي خواب شب هايم
اي آغاز روز بودنم
اي نيمه ي پنهان من و تو اي معشوقه ي من
تو اي معشوقه ي من
تو را با تمام وجود دوست دارم و مي پرستم

                        **************

صد البته دزدي بود و براي شخص خاصي نبود

* وقتي عكس رو share ميكنيم تو كامپيوتر طرف مقابل ذخيره ميشه؟
لطفا اگه ميدونين جواب بدين ... شرط بندي سر شامه !!! 


 پيوست :
ضد حال يعني :
درس نخونده باشي و نري مدرسه بعد دوستات زنگ بزنن بگن نگار چرا نيومدي؟ امروز انقدر خوش گذشت ... تازه امتحان هم نگرفت

+ نوشته شده در  شنبه 9 اردیبهشت1385ساعت 19:31  به قلم  .: نگار* :.  | 

فقط واسه پریسا...
***به علت ثابت شدن بي معرفتي پريسا اين پست رو پاك كردم***


 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 5 اردیبهشت1385ساعت 15:53  به قلم  .: نگار* :.  | 

بازم شروع شد...
سلام...!

دوباره بگير بگير شروع شد ... اصلا نميشه از خونه اومد بيرون
مانتو هاي كوتاه رو از پايين قيچي ميكنن تا ديگه نتوني بپوشي
شلوار كوتاه ... مانتو كوتاه ... آرايش ... دختر مو سفيد يا بلوند و.... همه رو ميگيرن
به خدا اينا ديوونن ... يكي نيست بگه گناهشو ما ميكنيم به شما چه ربطي داره؟!
10 قدم 10 قدم پليس سبز تو خيابونه
چند روز پیش رفتم ایران زمین(میخواستم برم گلستان) از ترسم پیاده نشدم
دوستام رفته بودن بيرون از ماشين پيادشون كرده بودن و تيپشونو نگاه كرده بودن

و....

فكر ميكنن با اين مسخره بازي ها وضع مملكت درست ميشه
اين ايراني كه من ميبينم عمرا درست نميشه
چرا جلوي مرداي هيز و هوسبازي كه صبح به صبح وقتي ميخوايم بريم مدرسه حرف هاي زشت و خجالت آوري به ما ميزنن رو نميگيرن؟
مرد هايي كه سن بابا بزرگامونن...

به نگار 2 و نگار سرزمين عجايب حسوديم ميشه
كي ميشه منم از ايران برم و راحت شم؟!
همه عاشق وطنشونن اما من از ايران متنفرم
دلم ميخواد هر چه زود تر برم

* کی رشته اش تجربی بوده یا هست یا در آینده خواهد بود؟

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 3 اردیبهشت1385ساعت 13:58  به قلم  .: نگار* :.  | 

خسته ام
سلام...!

ديگه خسته شدم ... نميدونم چرا اين امتحان هاي ما تمومي نداره ... امروز يه امتحان ميديم معلم واسه جلسه ي بعد يكي ديگه ميذاره
حتي سر زنگ هاي ورزش و پرورشي هم ميان ازمون امتحان ميگيرن

اول یه سوتی بگم :
سر زنگ رياضي يكي از بچه ها پاي تخته بود و داشت يه تمرين رو مينوشت ... یه -۳ هم وسط تخته نوشته بود ... من به ترانه گفتم اون -۳ یه دفعه از كجا اومد؟! اونم گفت خب x رو گذاشت تو فرمول -۳ به دنیا اومد

 * اگه به خاطر يه اشتباه كوچيك تمام آهنگ هاي رو هاردتون پاك بشه ... آهنگ هايي كه واسه جمع كردنش خودتونو به آب و آتيش زده باشين ...آهنگ هايي كه  از اولين آهنگ هر خواننده تا آخرينش بوده ... وآهنگ هايي كه......  چي كار ميكنين؟؟؟
(به دوستام) هر چي cd mp3  دارين واسم بيارين كه دارم دق ميكنم(هر چند كه فكر نميكنم مثل اولش بشه) 

* واسه يكي از دوست هاي خوبم (تاني  www.fabulist.blogfa.com ) دعا كنين تا زود تر خوب بشه و دوباره برگرده پيشمون

* ميدونم خيلي ها شعر پست قبلي رو نخوندن ... چرا؟؟؟
 

+ نوشته شده در  جمعه 1 اردیبهشت1385ساعت 10:47  به قلم  .: نگار* :.  | 


[ صفحه نخست | نوشته هاي قديمي | پست الكترونيك ]