تبليغاتX
ღ*فانا*ღ
   

 

 

 

 

¤.:`·.¸¸.·´کارت اینترنت`·.¸¸.·´:.¤
سلام...!

ديروز ديدم يه عالمه كارت اينترنت تموم شده تو كشوي ميز كامپيوترمه
همش مال همين چند ماه اخير بود كه ننداخته بودمشون دور
قيمت هاشون رو حساب كردم شد 37500 تومن !!
چقدر پول كارت داده بودمااااااا
تازه اين مال چند ماه بود و جدا از كارت هاي مجاني كه از اين ور و اونور بهم ميرسيد تازه كلي هم از سرويس هوشمند(9092)استفاده كرده بودم !

* شما كارت اضافي ندارين؟
** به يك هكر ماهر نيازمنديم كه شركت ها رو هك كنه و يوزر و پس اكانت هاشونو بده
*** ممنون از دوست هاي عزيزي كه تو اين شب هاي قدر برام دعا كردن ، مخصوصا تانی جونم، مرسي خانومي

فعلا باباییییییییی

+ نوشته شده در  چهارشنبه 26 مهر1385ساعت 18:11  به قلم  .: نگار* :.  | 

¤.:`·.¸¸.·´من و درس و مشقD:!`·.¸¸.·´:.¤
سلام...!

واييييييييييي دلم براتون خيلي تنگ شده بود . اما وقت نداشتم زياد بيام نت وقتي هم مي اومدم وبلاگاتون رو آفلاين ميخوندم و وقت نميشد كامنت بذارم  شرمنده
ايشالا سال ديگه كه خانوم دكتر شدم از خجالت همه تون در ميام
جا داره اينجا از همه ي عزيزايي كه بهم سر ميزنن و كامنت هاي دلگرم كننده ميذارن تشكر كنم (لازم به اسم بردن نيست چون خودشون ميدونن كين)
از دوست هاي گلم هم كه وبلاگ ندارن اما هميشه بهم سر ميزنن تشكر ميكنم

از اول مهر سرم خيلي شلوغ شده . مدرسه از يه طرف و كلاس هاي كنكور از يه طرف و از همه بد تر درس خوندن و تست زدن ! خيلي وقتم رو ميگيره
بد تر از همه هم اينه كه سپيده باهام نمياد كلاس زيست ! يعني من واسه زيست و فيزيك رفتم اسمم رو يه جاي ديگه نوشتم اما سپيده ميخواد همون كلاس هاي مدرسه رو ادامه بده ! هر چي هم بهش ميگم باهام بياد گوش نميكنه البته فيزيك رو قبول كرد باهام بياد (اما هنوز ثبت نام نكرده و من ميترسم كلاس ها پر بشه) ولي زيست رو تنها شدم
بقيه ي استاد هاي كلاس هاي مدرسه ي خودمون خوبن اما زيست و فيزيك خوب نبودن
استاد شيمي كه واقعا محشره . هم خيلي خوب درس ميده هم كلاسش خيلي باحاله همش ميخنديم سر كلاسش
در عوض معلم شيمي مدرسه افتضاحه . باز من با معلم شيمي مشكل دارم
آخه ديوونه اس ! ميگه وقتتون رو واسه پاك نويس كردن جزوه يا نوشتن هاي اضافه و ... هدر ندين و به جاي اين كار ها تست بزنين اون وقت ميگه ميگه تمام خودآزمايي ها ! فكر كنيد ها ! همچون دانشمندان و هر كوفت ديگه اي رو با صورت مساله تو دفتر بنويسين ! تمام جدول ها و نمودار ها رو بايد تو دفتر بكشين  و ....
منم ديدم اين كار مسخره خيلي وقت گيره و الكي وقتمون هدر ميره به بچه ها گفتم بياين باهاش صحبت كنيم كه حد اقل اينايي كه تو كتاب جا داره رو تو كتاب بنويسيم
بچه ها هم گفتن باشه بگيم اما ما ميترسيم اول بگيم و ... (هي بهونه ي الكي ) تو شروع كن بگو ما هم ادامه ميديم و ...
منم ديدم اين ترسو ها هيچ كدوم حاضر نيستن حرف بزنن و خودم دست به كار شدم
سر كلاس گفتم خانم ... ميشه يه موضوعي رو بگم؟ اونم گفت : چه موضوعي ؟
گفتم : ببخشيد اما شما خودتون ميگين ما امسال نبايد وقتمون رو هدر بديم و ... اون وقت كشيدن جدول و نمودار تو دفتر و نوشتن خودآزما.....
نذاشت حرفم تموم شه و يه دفعه با لحن عصباني و خيلي بدي گفت : همينه كه هست ! تموم ! انقدر بد گفت كه كسايي كه ميگفتن ما پشتتيم و ... هيچي نگفتن ( در حقيقت از ترس جرئت نكردن چيزي بگن)
منم خيلي عصباني شدم ، ميخواستم جوابش رو بدم اما ياد پارسال افتادم و بي خيال شدم
آخه پارسال هم با معلم شيمي لج كردم ، اونم باهام لج كرد و مستمرم رو كم داد
هم پارسال معلم شيميمون افتضاح بود و هم امسال !
اما من كه ول نميكنم ! بالاخره يه جوري ازش انتقام ميگيرم و تلافي ميكنم
تازه دومين جلسه ازمون امتحان گرفت ! تو يه مساله گفت در مدت زمان 20 ثانيه .... يه جوري گفت كه نصف كلاس 30 ثانيه شنيده بودن و نصف كلاس 20 ثانيه
من با 20 ثانيه (كه درست بود) مساله رو حل كردم اما سپيده و چند تا ديگه از دوستام با 30 ثانيه ! كه راه حل رو هم درست رفته بودن و مساله رو درست حل كرده بودن اما بهشون نمره رو نداده بود ! هر چي بهش گفتن كه بابا راحش كه درسته ! صورت مساله فرق داره گوش نكرد و گفت اگه يه بار بهتون نمره ندم ياد ميگيرين ديگه بي دقتي نكنين ! اه اه اه ....
نميدونم چرا هميشه معلم هاي شيمي ما عقده اي و ديوونه ان !!!

خلاصه داستان هايي داريم از دست اين خانومه

راستي home page من خود به خود عوض شده و نميشه تغييرش داد
يعني وقتي internet options رو ميزنم قسمتي كه مربوط به تغيير home page كمرنگه و قابل تغيير نيست
نميدونين چي كار بايد بكنم؟
هميشه وبلاگ خودم رو home page ميكردم كه وقتي اينترنت اكسپلورر باز ميكنم ولاگ خودم بياد اما الان يه لينك مسخره مياد
اگه بلدين از جاي ديگه تغييرش بدين به منم بگين

ديگه زياد حرف زدم (به تلافي اين همه وقتي كه حرف نزده بودم)
مطمئن باشين به وبلاگاتون سر ميزنم و نوشته هاي قشنگتون رو ميخونم اما اگه وقت نميكنم كامنت بذارم عذر منو بپذيرين
و به دوست هايي كه ميان ميگن "وبلاگ قشنگي داري به منم سر بزن" بايد بگم شرمنده اگه وقت نميكنم بهتون سر بزنم
اما سعي ميكنم تا حد امكان جواب هاتون رو تو كامنت دوني خودم بدم
موفق باشين
فعلا باباييييييي

+ نوشته شده در  جمعه 14 مهر1385ساعت 12:37  به قلم  .: نگار* :.  | 

¤.:`·.¸¸.·´حلقه ی ازدواج`·.¸¸.·´:.¤

سلام...!

مدرسه ها باز شد ... ماه رمضون اومد ...
امسال يه حس عجيبي دارم
نميدونم چه حسيه ! يه حس ناشناخته ...
يه عالمه حرف داشتم اما تا اومدم بنويسم همش يادم رفت
چند وقت پيش اين مطلب رو به ميلم فرستاده بودن منم ديدم جالبه و ميذارمش اينجا :

چرا حلقه ازدواج باید در انگشت چهارم قرار گیرد؟

مراحل زیر را به ترتیب انجام دهید . تا معجزه ای شگفت انگیز را  متوجه شوید.(این مطلب برگرفته از اساطیر چینی است.)

-ابتدا کف دو دستتان را روبروی هم قرار دهید و  دو انگشت میانی دست های چپ و راستتان را پشت به پشت هم بچسبانید.

2-چهار انگشت باقی مانده را از نوک آنها به هم متصل کنید.

3-  به این ترتیب تمامی پنج انگشت به قرینه شان در دست دیگر متصل هستند.

۴-سعی کنید انگشتان شصت را از هم جدا کنید. انگشت شصت نمایانگر والدین است. انگشت های  شصت می توانند از هم جدا شوند زیرا تمام  انسان ها روزی می میرند . به این صورت والدین ما روزی ما را ترک خواهند کرد.

5- مجددا انگشت های شصت را به هم متصل کنید . سپس سعی کنید انگشت های دوم را از هم جدا نمائید. انگشت دوم (انگشت اشاره ) نمایانگر خواهران و برادران هستند. آنها هم برای خودشان همسر و فرزندانی دارند . این هم دلیلی است که انها ما را ترک کنند.

6-اکنون انگشت های اشاره را روی هم بگذارید و انگشت های کوچک را از هم جدا کنید. انگشت کوچک نماد فرزندان شما است. دیر یا زود آنها ما را ترک می کنند تا به دنبال زندگی خودشان بروند.

۷-انگشت های کوچک را هم به روی هم بگذارید. سعی کنید انگشت های چهارم (همان ها که در آن حلقه ازدواج را قرار می دهیم) را از هم باز کنید. احتمالا متعجب خواهید شد که می بینید به هیچ عنوان نمی توانید آنها را از هم باز کنید. به این دلیل که آنها نماد زن و شوهری هستند که برای تمام عمر به هم متصل باقی می مانند. عشق های واقعی همیشه و همه جا به هم متصل باقی می مانند.

* انگشت وسط نماد خود شما است .

امیدوارم بتونین بیشترین استفاده رو از این ماه پربرکت ببرین

+ نوشته شده در  دوشنبه 3 مهر1385ساعت 20:0  به قلم  .: نگار* :.  | 


[ صفحه نخست | نوشته هاي قديمي | پست الكترونيك ]