تبليغاتX
ღ*فانا*ღ
   

 

 

 

 

¤.:`·.¸¸.·´شب یلــــــدا`·.¸¸.·´:.¤

 شادي هايتان به بلندي امشب
غم هايتان به كوتاهي امروز

roseشب يلدا مبارك rose

+ نوشته شده در  پنجشنبه 30 آذر1385ساعت 16:0  به قلم  .: نگار* :. 

¤.:`·.¸¸.·´همچنان هستم`·.¸¸.·´:.¤
سلام...!

وايييييييييييييي كه چقدر دلم براتون تنگ شده بود
همش ميخواستم بيام آپ كنم اما وقت نميشد ، تازه واسه هيچ وبلاگي هم كامنت نذاشتم

امروز صبح وقتي ساعت (كه همون موبايلم باشه) زنگ زد خاموشش كردم و گرفتمش تو دستم اما از ترس اينكه خوابم ببره و باز خواب بمونم تنظيمش كردم رو 10 دقيقه ديگه و باز خوابيدم (10 دقيقه هم غنيمته) هنوز چشمامو رو هم نذاشته بودم كه باز زنگ زد اين بار با بي حوصلگي بلند شدم ، انقدر خوابم مي اومد كه دلم ميخواست گريه كنم ، حاضر شدم و رفتم ماشين رو روشن كردم تا مامانم بياد (كاش همون موقع راديو رو روشن ميكردم) ، تقريبا نزديك هاي مدرسه بوديم كه همين جوري الكي راديو رو روشن كردم و اين خانومه گفت : تمامي مدارس تهران و كرج و .... به علت شمارش آرا تعطيل ميباشند !!!!
آي حرص خوردم ، خب نميتونستند شب قبلش بگن؟ اصلا مدرسه ي ما كه حوزه نبود ، واسه چي تعطيل شد؟ حيف خواب نازنينم
منم گفتم بيام يه كم اينجا رو آب و جارو كنم و يه آپي كنم
تاحالا فاصله بين پست هام انقدر زياد نشده بود
راستي حالا كه راجع به تعطيلي حرف زدم ياد يه چيزي افتادم
يادتونه گفتم اگه برف بياد مدارس مناطق 1 تا 5 تعطيل ميشه و سر ما بي كلاه ميمونه ؟؟  هفته ي پيش (يا دو هفته پيش) به علت ريزش برف تمامي مقاطع حتي پيش دانشگاهي مناطق 1 تا 5 تعطيل شدن ، من و سپيده ي بيچاره هم با اينكه خونه هامون جزء اين مناطق بود مجبور شديم بريم مدرسه
5شنبه هم دبستان هاي مناطق 1 و 2 و 5 تعطيل شد
من ميديدم آرش خوابه و من بايد برم مدرسه
آخه ستم تر از اينم هست؟

از مدرسه كه ميام ، ميام نت و وبلاگاتونو باز ميكنم و آفلاين ميخونم ، بعد ميرم درس ميخونم تا شب كه "باغ مظفر" ميده ، شب باغ مظفرم ميبينم بعد ميام دوباره درس ميخونم و ميخوابم
 
يه عالمه حرف داشتم بزنم ها ، اما هيچ كدومو يادم نمياد
پس فعلا همين قدر بسه
فعلا بابايييييييي

* ممنون از همه ي دوست هاي گلم كه پيشم ميان و حالمو ميپرسن ، خيلي خيلي دوستون دارم ، دلگرمي منم اين وبلاگه و حرف هاي قشنگ شما

** داريم به شب يلدا نزديك ميشيم، خيلي اين شبو دوست دارم

*** بازم اگه شد ميام آپ ميكنم

**** آقا سهیل یه برنامه واسه ی شب یلدا میخوان تدارک ببینن   یکی از سنّتهای قشنگ شب یلدا، حافظ خونی و تفأل به دیوان مبارک شیخ شیرازه ، آقا سهیل از همه ی دوستای عزیز، دعوت کردن که تفألای شب یلداشونو، فرداش، توی کامنتینگ صبح است ساقیا... بنویسن ،  که یادآوری از این سنّت زیبای ایرانی بشه ، ازتون میخوام که با ایشون همکاری کنین

+ نوشته شده در  شنبه 25 آذر1385ساعت 7:0  به قلم  .: نگار* :.  | 

¤.:`·.¸¸.·´ماجراهای این هفته`·.¸¸.·´:.¤
سلام ...!

امروز صبح استاد شيمي نيومد و ما برگشتيم خونه
به خاطر همين حدودا 4 ساعت زود تر خونه بودم ، از صبح هم درس خوندم ، الانم خسته شدم و ديگه حوصله ي درس رو ندارم
گفتم چه كاري بهتر از آپ كردن؟


2-3 روز پيش امتحان رياضي داشتيم كه خيليييي آسون بود (البته از نظر من ، بقيه ميگفتن سخت بود) منم 15 دقيقه اي نوشتم اما ورقه ام ندادم
معلم رياضيمون خيلي باحاله ، جلو چشمش تقلب كني نميفهمه
منم ورقه ام نگه داشته بودم كه اگه كسي كمك خواست راهنماييش كنم
امسال رديف وسط ميشينم و ميتونستم از همه طرف امداد رساني (از نوع غيبي) كنم
حالا همه ي اينا يه طرف ! اون تيكه ي آخر هم يه طرف
من ديگه حوصله ام سر رفت و ورقه ام رو دادم
سپيده هم وقتي ديد من ورقه ام رو دادم ورقه اش رو داد به من كه بدم به خانوم
منم خانوم رو صدا كردم كه ورقه رو بدم اما حواسش نبود ، داشت به سؤال يكي از بچه ها جواب ميداد
منم تو اين فاصله يه نگاهي به ورقه ي سپيده كردم و ديدم حواسش نبوده و سؤال 2 رو اشتباه نوشته
زود ورقه رو بهش پس دادم و راه درست رو هم بهش گفتم
معصومه كه داشت به ما نگاه ميكرد از خنده مرده بود
خودمون هم خنده مون گرفته بود
تو عمرم امتحان به اين باحالي نداده بودم


پارسال تو چند تا شعر از كتاب ادبيات اسم نگار هم اومده بود
كه هميشه هم استعاره از معشوق زيبا رو بود
امسال هم تو يكي از شعراي حافظ (دولت يار) اسم نگار اومده بود
يكي از بچه ها داشت از روش ميخوند وقتي اسم منو گفت به شوخي (آروم طوري كه فقط چند تا از دوستام كه نزديكم بودن بشنون) گفتم منو ميگه هااا
وقتي معلممون خواست آرايه ها رو مشخص كنه گفت : نگار استعاره از شيخ ابو اسحاق اينجو 
كلاس تركيد
معلممون هم با تعجب گفت چرا ميخندين؟ مگه نگار داريم تو كلاس ؟
بعد از 2 ماه هنوز هيچ كس رو نميشناسه


داشتم به اين فكر ميكردم كه هوا داره سرد ميشه و احتمال اين كه برف بياد بيشتر ميشه در نتيجه احتمال تعطيل شدن مدرسه هم بيشتر ميشه
اما يه دفعه فهميدم كه چه اشتباه بزرگي كرديم منو سپيده !
آخه آدم انقدر بي عقل؟ خونه هامون جزء منطقه ي 1 تا 5 (مناطق هميشه تعطيله) اونوقت مدرسه مون تو يه منطقه ي ديگه است كه امكان نداره تعطيل شه
چرا فكر اينجاش رو نكرده بوديم؟
حالا اگه برف بياد همه تعطيل ميشن به جز ما


مسئول سايت مدرسه مون خيليييي باحاله ، سنش هم كمه و كلا باهاش راحتيم
برامون كارت اينترنت مياره با 30% تخفيف ، 10ساعت + 10ساعت رايگان 1400 تومن ، خيلييي خوبه 50ساعته و 100ساعته ي نامحدود هم داره كه اونا هم قيمتشون خيلي خوبه اما امسال به درد مون نميخوره


* چرا بهم ميگين فكر ميكنين دوستون ندارم؟ اگه زياد نميام وبلاگتون كه دليل نميشه دوستون نداشته باشم
نگار جونم و پرستو جونم ديگه از اين فكرا نكنينا ، من خيلي هم دوستون دارم

فعلا بابایییییی

+ نوشته شده در  پنجشنبه 2 آذر1385ساعت 20:0  به قلم  .: نگار* :.  | 


[ صفحه نخست | نوشته هاي قديمي | پست الكترونيك ]