تبليغاتX
ღ*فانا*ღ
   

 

 

 

 

¤.:`·.¸¸.·´من برگشتم`·.¸¸.·´:.¤
سلام ...!
من برگشتم ، البته 2روز پيش اومدم اما حس و حال وبلاگنويسي نداشتم
اما الان اومدم كه هم بنويسم هم يه سري عكس بذارم
اول از همه از تعيين رشته ام بگم كه همه رو كشتم تا انتخاب رشته كردم
كلا 30 تا انتخاب كردم ، همه تهران ، روزانه كه اين 30 تا هم كلا 6-7تا رشته رو شامل ميشه كه تو دانشگاه هاي مختلف تهران زدم 
ممنون از راهنمايي هاتون ، اما من شهرستان برو نيستم ... من واسه مسافرت 2-3 روزه به زور ميرم شهر ديگه ... حالا چه برسه بخوام چند سال تك و تنها بمونم ...
خلاصه اينم از اين ! جواب ها هم نيمه ي دوم شهريور مياد ، تقريبا همزمان با اومدن جواب هاي آزاد ...
حالا بريم سر عكس هاي مسافرت
هميشه عاشق نشستن روي اين تخته سنگ ها و زل زدن به دريا بودم ، اما تاحالا نشده بود ازش عكس بگيرم ، اين بار هم عكس گرفتم هم فيلم ، اينم عكسش :

 رويان

چون وبلاگم یه مقدار دیر باز میشد بقیه اش رفت تو ادامه ی مطلب


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه 25 مرداد1386ساعت 16:6  به قلم  .: *نگار* :.  | 

¤.:`·.¸¸.·´تولد نگار جونم مبارک`·.¸¸.·´:.¤

چه لطیف است حس آغازی دوباره،

و چه زیباست رسیدن دوباره به روز زیبای آغاز تنفس...

و چه اندازه عجیب است ، روز ابتدای بودن!

و چه اندازه شیرین است امروز...

روز میلاد...

روز تو!

روزی که تو آغاز شدی!

16مرداد‌ماه روز میلاد نگار عزیزمه

 

سلام...!

امروز تولد نگار جونمه

زندگيه من تولدت مباركككككك

به قول خود عزيزش  چون اينجا جا نبود تالار گرفتم

پس اينجا منتظرتون هستيممممم

 

پیوست مهم توسط خود نگار :  ممنون از همه ی دوستای خوبم من فردا صبح زود دارم میرم مسافرت و نمیدونم کی برمیگردم ... وقتی اومدم جواب کامنت هاتون رو میدم

+ نوشته شده در  سه شنبه 16 مرداد1386ساعت 2:36  به قلم  .: *نگار* :.  | 

¤.:`·.¸¸.·´تصمیم کبری!`·.¸¸.·´:.¤
سلام ...!

خب ، مثل اينكه حال روحي بنده رو به بهبوده ، ممنون از كامنت هاتون
من يكم فكر كردم ، هر چند هنوز به نتيجه ي قطعي نرسيدم اما يه سري تصميم كبري گرفتم ، از اونجايي كه من به بعضي رشته ها واقعا علاقه اي ندارم (حتي بعضي رشته هاي خوب مثل دندان پزشكي ) و اگه الكي بزنم و قبول شم پشيمون ميشم ، تصميم گرفتم فقط رشته هايي رو كه دوست دارم رو تو تهران بزنم ، اگه با اين رتبه قبول شدم فبها اگه نه تكليفم روشن ميشه و مجبور ميشم واسه سال بعد بخونم ...
خيلي از دوستان تو كامنت ها گفته بودن شهرستان هاي نزديك رو بزن ، اما متاسفانه من آدمي نيستم كه بتونم تو شهرستان دوام بيارم و مطمئنم 1 هفته نشده با گريه برميگردم ، چون خودم رو ميشناسم و ميدونم نميتونم ...
آزاد رو هم شايد برم ، اگه آزاد قبول شم و برم در كنارش واسه سراسري هم ميخونم (البته اگه اون رشته هايي كه ميخوام رو قبول نشم )
خلاصه يه كاري ميكنم ديگه
سپيده هم هنوز تصميم نگرفته ، بهش ميگم چون رتبه هامون مثل همه اگه مثل هم انتخاب رشته كنيم يه جا قبول ميشيم اما ميگه من به احتمال زياد ميشينم سال بعد ...
اون يكي دوست صميميم (تكتم) هم به خاطر مشكلي كه براش پيش اومد نتونست كنكور بده و موند واسه سال بعد ...  شايد مجبور شيم 3 تايي بخونيم واسه سال بعد ...
اينم از زندگي ما
موفق باشيد
فعلا بابايييييي


* سورنا جونم من هيچ نشوني ازت ندارم ، نه آي دي نه ايميل ... عزيزم جواب كامنت هات رو همينجا تو كامنت هاي خودم بدم؟

+ نوشته شده در  جمعه 12 مرداد1386ساعت 11:31  به قلم  .: *نگار* :.  | 

¤.:`·.¸¸.·´جواب کنکور`·.¸¸.·´:.¤
سلام ...!

اول بذارين اين تابلوي "تا اطلاع ثانوي تعطيل" رو بردارم ، اين اطلاع ثانوي هم مثل اطلاع ثانوي موبايلم كوتاه بود (موبايلمو به علت بدهي قطع كردن اما امشب وصل ميشه )
بالاخره جواب هاي كنكور اومد ، اين دختره (يعني بنده ) با اين همه ادعا آخرش هيچي نشد !!! كلا 32650 نفر مجاز شدن كه حالا ما رندش ميكنيم و ميگيم 30000 ! كه اگه تقسيم بر "عددی که من دوست دارم" بشه ، ميشه رتبه ي بنده !!!! گريه زاري هامو كردم   ديگه الان به اندازه ي دیروز ناراحت نيستم ... ميدونم چرا انقدر بد دادم ، دليلش كامل جلوي چشممه ، اما اشكال نداره ، شايد اصلا انتخاب رشته نكنم و بمونم واسه سال بعد  ... شايدم ... نميدونم ! من كه شهرستان نميرم ، فعلا قراره برم پيش مشاور و ببينم با اين رتبه ي قشنگم !!! تهران چيز بدرد بخوري قبول ميشم يا نه ! البته چشمم آب نميخوره چون من رشته هاي خيلي پايين هم نميخوام برم ... اصلا باورم نمیشه منی که همیشه شاگرد اول یا دوم بودم ! منی که تو همه ی کلاس ها از همه بالاتر بودم ! منی که همیشه به چشم می اومدم حالا ...... آخه چرا ؟
حالا ببينيم چي ميشه ... تا خدا چي بخواد ... سپيده هم مثل من شده ... بقيه دوستام هم از ما بدتر ... بعضيا هم كه اصلا مجاز نشدن !!!!
ديروز با با دوستام رفتيم سينما ، فيلم رئيس ! انقدررررررر مزخرف بودددد ، روز قبلش هم با يكي ديگه از دوستام رفتم پاداش سكوت كه اونم فوق العاده مسخره بود ! آخرش نفهميديم چي شد !!! ديگه هيچ كدوم از فيلم ها ارزش ديدن ندارن ، پارك وي رو هم ميگفتن خيلي چرت بوده ! آخه ما اول ميخواستيم اينو بريم چون واسه زير 16 سال ممنوع بود ، ما هم كه فوضوللللللللل ، ميخواستيم بينيم چيه كه ممنوع كردن   ... اما وقتي گفتن چرته نرفتيم ...
همه اش حوصله ام سر ميره ، خسته شدم از اين بيكاري ! كاش ميرفتم يه كلاس ثبت نام ميكردم اما تو گرما رفت و آمد سخته ... تازه داره 18 سالم تموم ميشه و بايد برم كلاس رانندگي  ،سپيده هم به خاطر من صبر كرده (اون فروردين 18 سالش شد ) قراره با هم بريم
اين بلاگرد هم كه يه روز مثل آدميزاد نبود ! الانم كه سايتش بسته اس !!!
راستي ، يكي از دوست هاي خوب منو سعيد به اسم آقا آرش تازه به جمع وبلاگ نويس ها پيوسته ، اينم آدرس وبلاگشون : بن بست
امممم ، چرا من امروز انقدر حرف ميزنم ؟ يكي بياد منو بندازه بيرون ... از بيكاريه مادر جون ... كار نداريم ميايم اينجا هي حرف ميزنيم .... حالا خوبه ناراحتم ! اگه خوشحال بودم كه طومار مينوشتم
خب ديگه ... منم برم
موفق باشيد
فعلا بابايييييي

+ نوشته شده در  چهارشنبه 10 مرداد1386ساعت 9:0  به قلم  .: *نگار* :.  | 


[ صفحه نخست | نوشته هاي قديمي ]

window.setTimeout( "document.getElementById ('adss').style.display='none'" ,100);