تبليغاتX
ღ*فانا*ღ
   

 

 

 

 

¤.:`·.¸¸.·´منم دانشجو شدم؟!`·.¸¸.·´:.¤
سلام ...!

خوبين؟ من كه خيلي خوبم ، امروز بالاخره كارهاي ثبت نام و ... تموم شد و واحد هام رو گرفتم  . كلا 3 روز تو هفته كلاس دارم (شنبه و 1شنبه و 3 شنبه)
خودم از برنامه ام راضيم اما به نظرم خيلي كمه ، اون خانومه بهم گفت چون درصد هات خوبه ميتوني 19 تا واحد برداري (به همه 17 تا ميدادن) منم كه چميدونستم اين واحد ها و... چه جوريه ، پيش خودم گفتم حالا ترم اول كمتر باشه تا ببينم چه جوريه ، از ترم ديگه بيشتر برميدارم !
بعدش ديدم اين 17 تا واحد 6 تا درس بيشتر نيست ، چميدونستم انقدر كم ميشه خب
پشيمون شدم و گفتم كاش 19 تا برميداشتم اما ديگه حوصله نداشتم باز برم پيش خانومه برگه بگيرم بعد برم 10 ساعت تو صف بانك وايسم و برگردم فيش بدم و يه برنامه ديگه بگيرم ! ايشالا ترم ديگه خوب درس ميخونم و 24 تا برميدارم

آخيييي ، فردا مدرسه ها باز ميشه ، دلم مدرسه خواست
همين الان داشتم تلفني با دوستم حرف ميزدم (همون كه نتونست امسال كنكور بده )
انقدر خنديديم كه دلم درد گرفت ،‌ اي كاش اونم با من دانشگاه قبول ميشد
ياد خاطره هامون افتادم ، چند روز پيش هم داشتم دفتر خاطراتم رو مرور ميكردم
همه اش باهم بوديم .... هيييي ...
ايشالا همه تو كارهاشون موفق بشن

موفق باشيد
فعلا بابايييي

+ نوشته شده در  شنبه 31 شهریور1386ساعت 21:16  به قلم  .: *نگار* :.  | 

سلام ...!

ميدونم خيلي تنبل بودم و خيلي وقته نيومدم اينجا
راستش يه مدت دل و دماغ وب نويسي نداشتم و بعدش هم گرفتار بودم
مهندسي منابع طبيعي - محيط زيست ، دانشگاه آزاد واحد تهران شمال قبول شدم .
دانشكده ي من تو جردن خيابون قباديانه كه همه ميگن دانشگام به اسم قباديان معروفه
هنوز نرفتم توش ، ديروز واسه ثبت نام رفته بوديم حسينيه ارشاد ، بعد از گرفتن پاكت هاي ثبت نام فرستادنمون تو سالن و كلي حرف زدن و برنامه اجرا كردن و ....
خلاصه از ساعت 1:30 تا 4 نگهمون داشتن ، سالنش هم انقدر سرد بود ، داشتم منجمد ميشدم
خلاصه ما هم اين شكلي : شديم ، هيچ كدوم از دوستام نميخوان واسه سال بعد بخونن ، هر كي هر چي قبول شده ميره ، فقط يكيشون چيزي قبول نشده و يكي ديگه هم كه نتونسته بود كنكور بده مجبورن باز بخونن منم ديدم ارزش نداره به خاطر سراسري 1 سال بمونم پشت كنكور  واسه همين آزادم رو ميرم ، انتخاب اولم هم هست و ....

شرمنده اگه كامنت نميذارم ، گاهي ميام چند تا وبلاگ رو باز ميكنم و ميخونم اما خوشم نمياد با بي حالي كامنت بذارم ، واسه همين هيچي نميگم
4 شنبه واسه ثبت نام اصلي بايد بريم تا ببينيم چي ميشه ديگه

همين ديگه
موفق باشيد
فعلا بابايييي

+ نوشته شده در  دوشنبه 26 شهریور1386ساعت 11:45  به قلم  .: *نگار* :.  | 

¤.:`·.¸¸.·´همینجوری`·.¸¸.·´:.¤
سلام ...!

من از مسافرت برگشتم (طبق معمول شمال بودم )
نميدونم چرا انقدر بي انگيزه شدم ! نه حوصله نوشتن دارم و نه حوصله ي كامنت گذاشتن ! جواب هاي كنكور هم كه معلوم نيست كي مياد !
حد اقل جواب ها بياد از اين بلاتكليفي مسخره راحت ميشيم و ميفهميم چيكاره ايم !
ديروز هم رفتم سايت سنجش و آزمون تو هيچ كدوم خبري نبود
خلاصه فعلا وسط زمين و هوا درگيريم !
شمال كه بوديم يكي از دوست هاي خاله ام و شوهر خالم به من گفت اگه صد كلمه پشت سر هم حرف بزني 100 هزار تومن بهت ميدم !
ميگفت آخه خيلي كم حرفي ! اصلا صدات در نمياد
داشتم به اين فكر ميكردم كه الان اگه بچه هاي نت بودن ميگفتن خيلي هم وراجه با اين پست هاي طولانيش !
اما خب من يكم دير جوشم و با هر كسي نميتونم سر صحبت رو باز كنم
اينم يكي از خصوصيت هاييه كه دوست دارم نداشته باشمش !

به نظر شما واسه برقراري رابطه با افراد جديد بايد چيكار كرد؟

+ نوشته شده در  دوشنبه 12 شهریور1386ساعت 18:47  به قلم  .: *نگار* :.  | 

¤.:`·.¸¸.·´شاد باش`·.¸¸.·´:.¤
سلام ...!

اكثر شما دوستان كه به اينجا سر ميزنيد نیما و تانی عزيزم رو ميشناسيد
زوج هاي فراموش نشدني اين دنياي مجازي ...
بعد از اينكه از امام رضا كادوي عروسيشون رو گرفتن (شفاي كامل تاني گلم )
تصميم گرفتن زندگي زير يه سقف رو تجربه كنن
فردا جشن عروسي اين دو كبوتر عاشقه
از صميم قلب براشون آرزوي خوشبختي ميكنم

 

 

* دوستان من فردا دارم میرم مسافرت ... چند روزی نیستم ...

+ نوشته شده در  سه شنبه 6 شهریور1386ساعت 13:0  به قلم  .: *نگار* :. 

¤.:`·.¸¸.·´به یاد کودکی`·.¸¸.·´:.¤
سلام ...!

چند روز پيش داشتم كمدم رو مرتب ميكردم كه چشمم به يه كاغذ افتاد
همين امسال با چند تا از دوستام تو مدرسه نشسته بوديم و اسم كارتون هايي كه زمان ما پخش ميشد رو مينوشتیم ... كاغذش آخر سر موند دست من ...
خوندنش خالي از لطف نيست ... آدم رو ياد بچگي ميندازه ...
البته خود من همه ي اينا رو نديدم ...

1: خونه‌ي مادربزرگه   2: مدرسه‌ي موش‌ها   3: كلاه قرمزي   4: دوقلوهاي افسانه اي   5: فوتباليست ها   6: خواهران كوچك   7: بچه‌هاي كوه‌ آلپ   8: جيم و جك   9: خرس‌هاي مهربون   10: جودي ابوت   11: پرين   12: هايدي   13: ميشكا و موشكا   14: خانواده‌ي دكتر ارنست   15: هاكل برفيلد   16: لوك خوش شانس   17: حنا دختري در مزرعه   18: ممل   19: رامكال   20: نيلز و مرغابي‌ها   21: خاله ريزه   22: زي زي گولو   23: ويكي   24: زورو   25: كماندار نوجوان  26: رابين هود  27: افسانه‌ي سه برادر  28: ميتي كمان  29: سرنتي پيتي  30: اي كيوسان  31: هاچ زنبور عسل  32: نيكو   33: فردي   34: گروه شينسه   35: لاك پشت هاي نينجا  36: كاراگاه گجت  37: ماسك   38: دختر كبريت فروش  39: پينوكيو  40: مگ مگ  41: يوگي و دوستان  42: پسر شجاع   43: باربارا   44: ميو ميو عوض ميشه   45: گربه سگ  46: پت و مت   47: سفر به آفريقا   48: نانوك   49: پينگو  50: سفر‌هاي علمي  51: السون و ولسون   52: النگ دولنگ   53: آلن دلون   54: گلنار   55: شاهزاده و گدا   56: علي كوچولو   57: سمندون   58: سيب زميني ها   59: شهر آجيلي  60: روياي شيرين   61: دنياي شيرين  62: آليس در سرزمين عجايب   63: دكتر كمبل  64: رابينسون   65: بابالوها   66: سطل سحر آميز   67: جك و لوبياي سحر آميز  68: ساعت برنارد  69: اسب سياه   70: تام ساير  71: اسب شاخ دار  72: سفر‌هاي گاليور   73: شازده كوچولو   74: پسر كوهستان   75: آن شرلي   76: بلفي و ليلي بيت  77: آقاي بلوط   78: جيمبو   79: نل   80: با خانمان  81: گوريل انگوري   82: هادي و هدا  83: ملوان زبل   84: مورچه خوار 

شما كدوم كارتون ها رو بيشتر دوست داشتين ؟

* این بلاگرد چرا درست نمیشه؟

* آقا سهیل در وبلاگ صبح بهاری ختم صلوات گرفتند . و از شما دوستان هم دعوت کردن در این طرح شرکت کنید . اگر مایل هستید به وبلاگ ایشون برید و از چگونگی این طرح مطلع بشید

+ نوشته شده در  یکشنبه 4 شهریور1386ساعت 19:0  به قلم  .: *نگار* :.  | 


[ صفحه نخست | نوشته هاي قديمي ]

window.setTimeout( "document.getElementById ('adss').style.display='none'" ,100);