تبليغاتX
ღ*فانا*ღ
   

 

 

 

 

¤.:`·.¸¸.·´من اومدم`·.¸¸.·´:.¤
سلام ...!

حتما تعجب كردين ، آخه من به خيلي ها گفته بودم وبلاگم واسه هميشه متروك شد و ديگه توش نمي نويسم . اما امروز يعني امشب دلم هواي وبلاگم رو كرد ، ياد پارسال افتادم ، ياد خيلي چيزا و خاطره ها ، چه تو اين دنياي مجازي و چه بيرونش ...
اس ام اس هايي كه با يه نفر ميزديم ، حرف ها و شوخي هامون و خنده هامون ...
دلم براي پارسال تنگ شده ... امسال مثل پارسال نيست ... حال و هوا عوض شده ، ناراحتي هاش بيشتر از پارسال شده اما يه خوشحالي بزرگ داره و اون عروسي يكي از عزيزترين هاي زندگيمه (فردا شب ، عيد قربان و شب يلدا )
تو اين مدتي كه نبودم بارها تصميم گرفتم برگردم و باز هم بنويسم اما نشد ! هر بار يه اتفاقي افتاد و نشد كه بنويسم
شايد باورتون نشه ، اون روزي كه من پست خداحافظي رو گذاشتم يه مطلب طولاني نوشته بودم (هنوزم مطلب رو نگه داشتم) و با كلي ذوق و شوق ميخواستم بيام و آپ كنم اما اتفاقايي افتاد كه ديگه نتونستم و در وبلاگم رو تخته كردم
اما حالا ميخوام برگردم و حتي تو ناراحتي ها هم بنويسم ، دلم نميخواد ديگه موقع ناراحتي تنها بمونم ،‌دوست دارم حرف هاي آرامش بخش دوست هام رو بشنوم و ازشون كمك بگيرم

اين چند وقته كه نبودم خيلي اتفاق ها افتاده (مخصوصا تو دانشگاه ) كه ايشالا سر فرصت ميام و تعريف ميكنم
حالا هم ديگه با ناراحتي و بغض نوشتن بسه يكم شاد باشيم
رفتم واسه شب يلدا براتون آجيل درجه يك خريدم بفرماييد ميل كنيد





اين دسته گل ميوه اي هم تقديم به شما



فكر كنم واسه امسب بسه ، آخه از بس ننوشتم احساس غريبي ميكنم

* حتما سري به وبلاگ صبح بهاري بزنين و در طرح يلدا با حافظ آقا سهيل شركت كنيد.

** عيد سعيد قربان و شب يلداتون هم مبارك

موفق باشيد
فعلا بابايييي

+ نوشته شده در  پنجشنبه 29 آذر1386ساعت 22:0  به قلم  .: *نگار* :.  | 


[ صفحه نخست | نوشته هاي قديمي ]

window.setTimeout( "document.getElementById ('adss').style.display='none'" ,100);