|
|
|
|
¤.:`·.¸¸.·آخرين سلام86 `·.¸¸.·´:.¤
سلام ...!
1. اين آخرين سلام من در سال 86 ه ! سالي كه پر از بدي و خوبي بود ، لحظات سختي رو توي اين سال گذروندم ، لحظات سرنوشت سازي بود ... روز اول عيد گرفتن ربع سكه از دست مامان بزرگ ... مسافرت چند روزه و پر از استرس به شمال ... نا اميدي ... تنش هاي عصبي ... دعوا ... كنكور ... تولدم ... 18 سالگي ... ناراحتي ... دلهره و ترس ... جواب هاي كنكور ... گريه ... اول مهر ... دانشجوي ترم اول ... دانشگاه ... گواهي نامه ... رانندگي ... شب يلدا ... عروسي ... برف ... ترم دوم ... دوست هاي جديد و .... سال 86 براي من يه سال خاص بود ... سالي كه فكر نكنم هرگز فراموشش كنم ... اتفاقات زيادي توي اين سال افتاد ، نميدونم اسمش رو اتفاقات خوب بذارم يا بد؟ هر چي كه بود قسمت بود ... خواست خدا بود ... اميدوارم سال 87 سال خوبي باشه ... البته من هنوز خودمم نميدونم منظورم از خوب چيه؟! فقط ميخوام كه اتفاق بدي توي اين سال نيفته ... 2. سفره هفت سين رو تقريبا چيدم ، فقط مونده يه كم مرتبش كنم ، امسال سكه طلاي عيدي مامان بزرگ رو به جا سكه هاي 5تومني - 25 تومني ! گذاشتم سر سفره ، مامانم ميگه اين چيه گذاشتي؟ ميگم اينو گذاشتم كه پولدار شيم !!! مامانم طبق معمول بهم گفت ديوونه و خنديد و رفت ! ديوونه ام ديگه ! خب مگه نميگن سكه نماد پول و داراييه ؟! وقتي طلا باشه بهتره ديگه !3. حسابي سرما خوردم ، اما دليل نميشه ماهي شب عيد رو نخورم ، من عاشق ماهي حلوا سفيدم (ميدونم ماهي سفيد ميخورن شب عيد ! اما من گفتم حلوا سفيد بخرن ) كلا زياد ماهي دوست ندارم ، اما ماهي حلوا سفيد خوشمزه ترين ماهي روي زمينه (ببخشيد توي درياس !) بعد از اون ماهي سفيد ، بعدش هم قزل آلا ، ديگه ماهي هاي ديگه رو دوست ندارم ، از ميگو و ... هم متنفرم !4. ديروز صبح رفتم روسري بخرم ! با مامانم بودم ، بعد از كلي گشتن تو مغازه ها ديدم از هيچي خوشم نمياد و اون شالي كه مامانم خريده از همه اينا خوشگل تره ، رفتيم تو همون مغازه ، رنگ هاي ديگه اون شال رو نگاه كردم ، يكيش رو انتخاب كردم ، وقتي به آقاهه گفتم چنده ؟ گقت 16800 !!! گفتم چي؟؟؟؟ 2 روز پيش كه 9500 بود !!!
گفت نه خانم ! اين همين قيمته ! گفتم خودمون ازتون خريديم ! گفت اشتباه
ميكني ! از ما نخريدي ! گفتم چرا ، از اين آقا (اشاره به بغل دستيش)
خريديم ! پسره برگشت و گفت بهشون 9500 بده !
ديگه واينستادم ببينم چي ميشه !ولي واقعا چطوري اين پول ها از گلوشون
ميره پايين؟ اين طوري از مردم دزدي ميكنن ! مردم بيچاره هم از سر اجبار
ميرن ميخرن !!!5. امسال هم مثل هر سال چهارشنبه سوري تو محل بزن برقص راه انداختن اما آخرش پليسا ريختن و پدر همه رو دراوردن ! يكم با موبايلم فيلم گرفتم ، بعضي قسمت هاش رو آپلود كردم : چهارشنبه سوري 1 حجم 4 مگ http://rapidshare.com/files/100548497/18032008076--.mp4.html ديوونه بازي با ماشين ! حجم 13 مگ http://rapidshare.com/files/100547217/18032008084-.mp4.html اينم آخرين لحظات ! حجم 4 مگ http://rapidshare.com/files/100549603/18032008088-.mp4.html اينجا مامور ها ريختن ! با باتوم شيشه هاي ماشين پسره رو شكستن و چند نفرو زدن ! (من خودم ترسيدم و در رفتم ! نشد فيلم بگيرم )حتي به سمت مردم هم حمله كردن ! وحشي ها ! پليس ها كه رفتن ، مردم برگشتن ، صاحب پاترولي كه آهنگ گذاشته بود اومد نشست رو زمين و شروع كرد به گريه كردن هي ميگفت پسرم رو داغون كردن ! پسرم .... شيشه هاش رو شكستن و ....... ولي حسابي ضد حال زدن به مردم ! البته پسر ها از رو نرفتن و باز شروع كردن به رقص و ... اما خيلي ها رفتن خونه هاشون ! 6. يه عالمه حرف داشتم ها ! تو پست قبلي هم نوشته بودم قراره بگم ! اما يادم رفته ! حتي يادم نمياد راجع به چي بوده !!! حافظه ام خيلي ضعيف شده ! شدم مثل اين پير زنا ! هيچي يادم نميمونه !!!7. تو پست قبلي اين خواننده ها رو جا انداختم : منصور ، افشين ، كامرون كارتيو ، فرشيد امين و ... (بازم ميدونم چند نفر رو جا انداختم !) آهنگ الهه ناز رو هم جا انداختم ! خيلي اين آهنگ رو دوست دارم ...8. دوستايي كه بهشون سر نزدم ، يا سر زدم و كامنت ندادم يا فقط اسمايل گذاشتم و ... شرمنده همه ،به خدا گرفتارم و اصلا وقت نميكنم ... ايشالا سر فرصت ...9. ديگه چيز خاصي يادم نمياد ، اگه هم بعدا يادم اومد ميام و به پستم اضافه اش ميكنم ...10. عيد همه مبارك ، سال خوبي داشته باشيد ![]() موفق باشيد فعلا بابايييي + نوشته شده در چهارشنبه 29 اسفند1386ساعت 16:26 به قلم .: *نگار* :.
|
¤.:`·.¸¸.·ترانه بازي`·.¸¸.·´:.¤
سلام ...!
چند وقته كه هي ميخواستم وبلاگم رو آپ كنم نميشد ! هي ميومدم مطلب نصفه نيمه مينوشتم و وقت نميكردم بقيه اش رو بنويسم و بذارم تو وبلاگ ، اما بالاخره طلسم رو شكوندم و اومدم بنويسم ، آخه ديگه دغدغه درس و دانشگاه هم ندارم :دي ... اول از همه يه خبر بدم ! بالاخره كارنامه گرفتم و با كمال تاسف فهميدم به معدل 17 به بالا تخفيف شهريه نميدن و فقط به شاگرد اول تا سوم ميدن :( ! من معدلم 18.10 شد ... منو باش دلم رو خوش كرده بودم كه :)) .... خب ، حالا ميرم سر بازي ، سميرا جونم منو به بازي ترانه ها دعوت كرده (بالاخره تو يه بازي دعوت شدم و سرخود ننوشتم =)) ) توي اين بازي بايد 7تا از ترانه هايي كه دوستشون داريم و 7تا از ترانه هايي كه بدمون مياد رو بنويسيم :پي از اونجايي كه من خوره ي آهنگ هستم و خيلي آهنگ گوش ميدم نميتونم فقط 7 تا بنويسم ، ديگه شما به بزرگي خودتون ببخشيد اين همه نوشتم :دي ... آهنگ هايي كه دوست دارم : 1. آهنگ هاي گوگوش * دو ماهي ما دو تا ماهي بوديم توي درياي كبود ... خالي از اشكاي شور ، از غم بود و نبود پولك هامون رنگارنگ ، روزامون خوب و قشنگ ، آسمونمون يكي ، خونه مون يه قلوه سنگ ... * آدما آدما از آدما زود سير ميشن ... آدما از عشق هم دلگير ميشن آدما آدمو تنها ميذارن ... آدما رو عشقشون پا ميذارن * ... نگاه ميكنم ، نميبينم ... چشم مرا هواي تو پر كرده گوش ميكنم ، نميشنوم ... گوش مرا صداي تو اي چشم من بدون تو نابينا اي گوش من بدون تو ناشنوا با من بمان ... * دو پنجره توي يك ديوار سنگي دوتا پنجره اسيرن دو تا خسته ، دوتا تنها ، يكيشون تو يكيشون من * ديگه گريه دلو وا نميكنه زندگي با آدماش براي من يه قصه بود توي اين قصه كسي با كسي آشنا نبود همه خنجر توي دست و خنده روي لبشون توي شب صدايي جز گريه ي بي صدا نبود نميخوام مثل همه گريه كنم ، ديگه گريه دلو وا نميكنه قصه هاي پشت اين پنجره ها غمو از دلم جدا نميكنه * ... دلم اندازه ي اين ابرا گرفته ، عشق تو خنده از اين لبها گرفته چي بگم هر چي بگم فايده نداره ، غم عالم توي قلبم جا گرفته 2. آهنگ هاي داريوش * چشم من چشم من بيا منو ياري بكن ... گونه هام خشكيده شد كاري بكن غير گريه مگه كاري ميشه كرد ... كاري از ما نمياد زاري بكن اون كه رفته ديگه هيچ وقت نمياد ... تا قيامت دل من گريه ميخواد * اي كه بي تو اي كه بي تو خودم رو تك و تنها ميبينم ... هر جا كه پا ميذارم تورو اونجا ميبينم يادمه چشماي تو پر درد و غصه بود ... قصه ي غربت دل قد صد تا قصه بود ياد تو هرجا كه هستم با منه ... داره عمر منو آتيش ميزنه * بوي گندم بوي گندم مال من هر چي كه دارم مال تو يه وجب خاك مال من هي چي ميكارم مال تو 3. آهنگ هاي سياوش قميشي * خواب خوابيدي بدون لالايي و قصه ، بگير آسوده بخواب بي درد و غصه ديگه كابوس زمستون نميبيني ، توي خواب گلاي حسرت نميچيني * نقاب اي بازيگر گريه نكن ، ما همه مون مثل هميم صبح ها كه از خواب پا ميشيم نقاب به صورت ميزنيم * اشك هاي يخي اشك هاي يخيم رو پاك كن ، دراي قلبتو وا كن صداي قلبم رو بشنو ، من چه كردم با دل تو كاشكي تو لحظه ي آخر عشقو تو نگام ميخوندي قلب تو صدامو نشنيد رفتي با غريبه موندي * جزيره من همون جزيره بودم ، خاكي و صميمي و گرم واسه عشق بازي موجا ، قامتم ......... يه عزيز دردونه بودم ، پيش چشم خيس موجا يه نگين سبز خالص روي انگشتر دريا * گريه كن گريه كن گريه قشنگه ، گريه سهم دل تنگه 4. شادمهر عقيلي * ياس كبود يه روز يه باغبوني ، يه مرد آسموني نهالي كاشت تو باغچه ي مهربوني ميگفت سفر كه رفتم ، يه روز و روزگاري اين بوته ي ياس من ميمونه يادگاري * مسافر مسافر خسته ي من بار سفر رو بسته بود تو خلوت آيينه ها به انتظار نشسته بود ميخواست كه از اينجا بره اما نميدونست كجا دلش پر از گلايه بود ولي نميدونست چرا ! * ... تو كه نيستي تا ببيني گريه هاي هر شب من بي حضور عاشق تو چه عجيبه گريه كردن تو كه نيستي تا ببيني دل آسمون شكسته جاده تا صبح قيامت ، منو اين پاهاي خسته * ... دل من سياس ولي آبي رو خيلي دوست دارم روزاي روشن آفتابي رو خيلي دوست دارم با هواي تو توي كوچه هاي دلواپسي غروب مبهم سرخابي رو خيلي دوست دارم * ... چند روز دل ديوونه ميگيره همه اش بهونه ، هاي آتيشم ميزنه هر شب جاي خاليت توي خونه دل من هواتو داره ، ديگه طاقت نمياره هي ... اين دل هميشه گريون مثل ابراي بهاره ... * ژينا بي تو تنهاي تنها سكوتي بر لبانم بشه پيدا بدون تو هيچ هستم ندارم من اميدي به فردا شبم تاريك و سرده دلم بي تو به غم ها ، عشقم ... براي عاشقي چون من سكوتي اين چنين آواز مرگه ... * بي تو بي تو تو اين شب هاي بد گريه ام ديگه در نمياد حرف غم انگيز دلم جز تو كسي رو نميخواد از چي بگم تا دل من لحظه اي آروم بگيره ديو سياه غصه ها توي كدوم شب ميميره * پر پرواز يه پنجره با يه قفس ، يه هنجره بي هم نفس سهم من از بودن تو يه خاطره اس همين و بس تو اين مثلث غريب ستاره ها رو خط زدم دارم به آخر ميرسم ، از اونور شب اومدم ... 5. اندي * ... خوشگل زياد پيدا ميشه تو دنيا اما يكيش خوشگل من نميشه لاله رو ميگن نوبر بهاره براي من تو نوبري هميشه * وداع اگه از من تو بپرسي رنگ عاشقي كدومه من ميگم رنگش سياهه ، اما باز واسم قشنگه (باز هم هست اما الان يادم نيست) 6. آريان خيلي از آهنگ هاش رو دوست دارم چون خيلي خاطره ازش دارم اما فعلا همين چند تا رو مينويسم * گل آفتاب گردون گل آفتاب گردون هر روز به اتظار ديدن ياره اما خورشيدو پوشونده ابري كه تاريكه و تاره * ستاره شب بود و ستاره توي اسمون غم بود و نگاهي رو به آسمون با چشم بسته ، قلبي شكسته ... * فردا مال ماس بگو فردا مال ماس ... * ... تو هيچ وقت واسه من مثل يه شاخه گل نبودي آخه گل كه ميدوني افسونگر و زيباس هزار اسير و دلداده و عاشق داره اما از تيغ وجودش چه زخم ها كه رو دلهاس 7. گروه هفت * واست ميميرم سردي نگاهو بشكن ، فاصله سزاي ما نيست تو بري واسه هميشه ... اين جدايي حق ما نيست 8. نوري * جان مريم جان مريم چشماتو وا كن ، سري بالا كن شد هوا سپيد وقت اون رسيد كه بريم به صحرا آي نازنين مريم ... 9. فرامرز اصلاني * كو يارم؟ كو يارم ، يارم كو نازنين نگارم كو برده او قرارم كو ؛ كووووووووووو؟ 10. رضايا + 2afm * نازي نازي نازگل من مهربون من ، همه جون من فداي احساس قشنگت 11. سان بويز * تو ميدوني تو نميدوني من چي كشيدم ، وقتي كه گفتي تورو نميخوام باور ندارم كه ديگه نيستي ، حالا تو رفتي من اينجا تنهام 12. خواننده مجهول ميباشد * پري ناز كوچولو پري ناز كوچولو ، رفتي خونه ام شده ويرون دلم از بي كسي خونه ، نميتونه كه بخونه حرف هاي نگفته مونده ، اما دل بايد بدونه اون كه رفته ديگه رفته ، نمياد تا كه بمونه برين خدا رو شكر كنين كه فعلا همينا يادم بود ! =)) وگرنه 1000 تا آهنگ ديگه هم هست كه خيلي دوسشون دارم :دي _________________________________________________________ حالا آهنگ هايي كه بدم مياد : 1. فرامرز آصف * چايي چايي (چاهي چاهي ميگه البته !) چاهي چاهي .. نميدونم چي چي نميدونم چي چي (نميفهمم چي ميگه خب ) بابا يه ليوان چايي بدين اين يارو ساكت شه ديگه :دي 2. شهره * همه ي آهنگاش ! 3. آهنگ هاي جديد شادمهر عقيلي چقدر جلف شده ! نه به اون آهنگ هاي قديميش نه به حالا ! جنبه ي خارج رفتن نداشت !!! فعلا يادم نمياد ديگه چيا رو دوست ندارم ! (باز هم بريد خدا رو شكر كنيد) پ.ن ها : 1. چقدر زياد نوشتما ! ميدونم هيشكي نميخونه و همه فقط اسم خواننده ها رو نگاه ميندازن ، ولي خودم كلي حال كردم با اين پست ، يكي از بهترين پست هاي وبلاگمه :پي ... 2. همه ي اين آهنگ ها رو از حفظ نوشتما ! ديگه ببخشيد اگه اشتباه نوشتم (خجالت)... 3. يه عالمه حرف ديگه هم داشتما ! اما بهتره بذارم واسه پست بعدي ، چون اين پست زيادي طولاني ميشه ... 4. هر كي دوست داشت بازي رو ادامه بده :دي ... 5. تو پست بعدي ميگم :دي 6. بي زحمت يكي منو پينگ كنه ! 7. اسمايل هم نذاشتم چون برنامه كوييك اسمايل هم رفته پيش بلاگرد !!!! بعد نوشت ها : 1. از تاييدي كردن كامنت ها متنفرم ، ولي مجبورم اين كار رو بكنم ... يه آدم نفهم كامنت هاي .... گذاشته :| و حتي با اسم خودم هم كامنت بد گذاشته ، حواستون باشه با اسم من كامنت بد ديديد فورا پاك كنيد و بدونيد من نبودم .... 2. پارسال كه واسه 68ي ها واكسن هپاتيت ميزدن ، منم رفتم و مرحله 1 و 2 رو زدم ، اما سوميش رو يادم رفت :دي ، امسال دارن به 69ي ها و 68 هايي كه نزدن واكسن ميزنن ، منم رفتم گفتم سوميش رو يادم رفته ! چيكار كنم؟ :دي گفت كارتت همراهته؟ گفتم آره ، گفت بده الان ميزنم !! گفتم مرداد بايد ميزدماااا اشكال نداره اين همه فاصله افتاده؟ گفت نه :دي الان دستم درد ميكنههههههههه :(( :دي ، ديگه نميتونم نقش كوزت رو ايفا كنم :ديييي + نوشته شده در چهارشنبه 22 اسفند1386ساعت 19:52 به قلم .: *نگار* :.
|
¤.:`·.¸¸.·دلم گرفته`·.¸¸.·´:.¤
سلام ...!
1. دلم خيلي گرفته ... حالم اصلا خوب نيست ... اين بغض لعنتي ... نه ميشه شكستش و نه ميشه قورتش داد ... دلم گريه ميخواد ... اما چشمام باهام قهرن ... اشك هام ... اشكي نمونده ... 2. هيشكي نميتونه منو درك كنه ... هيشكي ... اينو مطمئنم ... حتي كسايي هم كه ميگن دركت ميكنم هم نميتونن دركم كنن و فكر ميكنن كه ميتونن دركم كنن اما نميتونن ... هيشكي نميتونه ... با هيشكي نميشه حرف زد ... 3. اينم از ترم دوم ! ترم پيش كه خودشون برنامه ريختن و ما اين همه غر زديم بهتر بود !!! خير سرمون اين ترم خودمون برنامه ريختيم ! افتضاح ...... 4. نميدونم چرا نميتونم منظورم رو درست بيان كنم ! تو پست قبلي منظورم اين نبود كه اين 2تا تنها دوستاي من هستن !!! خب طبيعيه كه كلي دوست دارم اما با اين 2تا صميمي هستم ... منظورم از تنها هم نبودن اين 2تا بود ! وگرنه دوست هاي ديگه ام هستن ... 5. اين 2تا ميگن بريم تو حذف و اضافه استاد رياضي رو عوض كنيم ! ميگن زياد درس ميده ! و زنگ تفريح نميده !! هه !! اگه پارسال مثل من يكشنبه ها از ساعت 2:30 تا 8:30 شب ! كلاس رياضي (واسه كنكور) ميرفتن ! (تازه تا ساعت 12:30 هم مدرسه بودن) و ساعت 9:30 شب جنازه شون ميرسيد خونه و شام نخورده بيهوش ميشدن ، اونوقت ميفهميدن كه اين استاد اصلا زياد درس نميده !!! پيام هاي بازرگاني : تا اينجا تايپ كرده بودم كه در زدن ، همسايه مون بود با ني ني ! ني ني تا منو ديد پريد تو بغلم و همسايه مون هم گفت ميشه 10 دقيقه مهشاد رو نگه داري تا من برم خريد ... منم گرفتمش و اومدم تو ... آوردمش تو اتاقم ... به خاطر خونه تكوني تمام عروسك هام رو از در و ديوار آورده بودم پايين و انداخته بودم تو ماشين لباس شويي ، اما تا الان حوصله ام نشده بود دوباره آويزونشون كنم ... ني ني هم كه اينا رو ديد كلي ذوق كرد و از بغلم اومد پايين و رفت سراغ اينا ... بعد از چند دقيقه اومد گفت بيم؟ (بريم) گفتم باشه ، دستم رو گرفت و رفت سمت آشپزخونه كه صدا ازش ميومد ! (مامانم داشت ظرف ميشست) يه دفعه با خوشحالي گفت آبه ، بعد اشاره كرد بغلش كنم ، بردمش كنار مامانم ، يه دفعه خودش رو پرت كرد سمت آب ، نزديك بود از بغلم پرت شه پايين ، دستاشو برد زير آب و گفت داغه ! آوردم گذاشتمش رو كابينت كه آب بخورم ، با يه دست مهشاد رو گرفته بودم و با يه دست ديگه داشتم آب ميخوردم ، يه دفعه زد زيرش و همه آب رو ريخت روم و زد زير خنده ! خيلي شيطون شده ... 1سال و چند ماهشه ... بچه ها تو اين سن ها خوبن ... يه كم كه بزرگتر بشن لوس ميشن ! مخصوصا دختر بچه ها ... 6. دلم تنگه ... واسه خيلي آدما ... واسه خيلي چيزا ... واسه خيلي .... هي ... هيشكي نميتونه بفهمه ... 7. خيلي چيزا بود كه ميخواستم بگم ، اما يادم نمياد ... مهشاد هم كه اومد كلا همه چي يادم رفت ... حالا اگه يادم اومد يا به همينجا اضافه ميكنم يا تو پست بعدي ... فعلا حوصله ندارم زيادي كشش بدم .... 8. حوصله اسمايل گذاشتن ندارم اصلا ... 9.دلم گرفت از اين روزا از اين روزاي بي نشون از اين همه دربه دري از گردش چرخ زمون دلم گرفت از آدما از آدما نا مهربون از اين مترسك هاي بد از هم دل هاي همزبون تو هم كه بي صدا شدي آهاي خداي آسمون آهاي خداي عاشقا تويي فقط دلخوشيمون آره دلم خيلي پره از غم هاي رنگ و وارنگ از جمله ي دوست دارم دروغاي خيلي قشنگ دلم گرفت از اين روزا از آدماي نا مهربون از تو كه با ما نبودي از اون خداي آسمون از اون خداي آسمون 10. اين آهنگ از فريدون الان دقيقا وصف حال منه ... بعد نوشت ها : 11. ترم پيش كه درس نخوندم همه درس ها به خوبي و خوشي ، با نمره هاي بالا (جز شيمي) پاس شد ... و هيچ كس (منظور استاد ها ميباشند) نفهميد كه من درس نميخوندم !!! حالا اين ترم كه مثل بچه آدم دارم درس ميخونم هيچ كس نميفهمه كه من درس ميخونم !!! اين همه فارسي خوندم و بعد نامه ها رو نوشتم ! وقتي نامه ها رو جمع كردن و به استاد دادن از شانس گند ! مال منو رو گذاشته بودن ، استاد هم گفت : خانم الف معلومه اصلا به كتاب نگاه نكردي ! آخه كجاي كتاب "اين جانب" رو سرهم نوشته؟؟؟ :| آبروم رو جلو همه برد ! خب من خونده بودم ولي به اين توجه نكرده بودم ، بعدش هم از نامه ي يه دختر ديگه كلي ايراد گرفت و بقيه رو برد بعدا بخونه ! تازه ، من عادت دارم عزيزدردونه معلم و استاد رياضي باشم ، عادت كردم سر كلاس رياضي فقط به من توجه بشه ، اما هر چي سر اين كلاسه به سؤالاي استاد جواب ميدم هيچ توجهي بهم نميشه ! بيشور ! اين همه به سوالاي عجيب غريبش جواب ميدما ! :( 12. زنگ موبايلم رو خيلي دوست دارم ، يه اشتباهي كردم و دادمش به يه دختره ، حالا تو كل دانشگاه موبايل هركي زنگ ميزنه ميبينم زنگ موبايل منه ! اي بابا ! حالا كي ميفهمه كه من اولين نفري بودم كه اين زنگ رو داشتم؟ :دي (يه جورايي مثل سورنا شدم :دي) 13. مامانم داره لباس هاي كمدم رو ميريزه بيرون ، هي ميگه اينو ميپوشي؟ من ميگم نه :دي ، يهو يه شال دراورد و گفت لنگ !!!! اينو ببريم ماشين باهاش بشوريم !!!!!! گفتم ميتوني اين كارو باهاش بكني :دي گفت يعني نميخوايش؟ گفتم معلومه كه نه ! با بقيه روسري ها و شال هام هم ميتوني اين كار رو بكني :دي اينم استفاده ي مفيد از لباس هاي قديمي شده ! البته اونايي كه به درد ميخورن رو ميديم به كسي كه نياز داشته باشه ، چند سال پيش واسه عروسي خاله ام يه پيراهن خريده بودم (آخيييييي آخرين پيراهني بود بود كه از ني ني ناز خريدم ، من هميشه پيراهن هام رو از "ني ني ناز" و "كوچولوهاي قرن بيستم "ميخريدم ، يادش بخير) خلاصه اينو فقط و فقط عروسي خاله ام پوشيده بودم ، نميدونم چرا مامانم اينو نگه داشته بود ! شايد چون كسي رو به اين سن و سال نميشناختيم كه بديم بهش ، ديروز همسايه پاييني اومد گفت اين كارگر من 3تا دختر داره ؛يه دبيرستاني و يه چهارم دبستاني و يه 3-4 ساله ، لباس دخترونه ندارين ؟ يه دفعه مامانم ياد اين پيراهنه افتاد و دادش به همسايه مون ... خداكنه اندازه اش باشه ، خيلي پيراهن خوشگل و نانازي بود ... + نوشته شده در چهارشنبه 15 اسفند1386ساعت 19:19 به قلم .: *نگار* :.
|
¤.:`·.¸¸.·دانشگاه و ترم2`·.¸¸.·´:.¤
سلام ...!
![]() ![]() 1. باز دانشگاه شروع شد ! روز انتخاب واحد ، من شماره ام 2 بود و شيوا و نازنين هم 39 و 40 ! با كلي بحث و همفكري مثل هم انتخاب واحد كرديم ، فقط من فارسي عمومي برداشتم و اونا شيمي عمومي ، روزهاش فرق داشت اما بقيه ي برنامه عينا مثل هم بود ! اول نوبت من بود و برگه انتخاب واحدم رو دادم به خانمه ، گفت كد انديشه 2 پر شده ، ساعت قبليش رو برات بزنم ؟ گفتم بزن (ميدونستم با خود استاد صحبت كنم ميذاره ساعت بعدي رو بيام ... بعد كه نوبت نازنين و شيوا شد ، اونا برنامه شون رو دادن ، به اونا هم گفت كد انديشه پر شده ، گفتن خب يه ساعت ديگه ، يه استاد ديگه ! يه چيزي بزن برامون ، گفت نميشه ! انديشه كلا پر شده !!! اونا هم خواستن يه درس 2واحدي ديگه انتخاب كنن اما دست رو هر چيزي ميذاشتن خانمه ميگفت پره !!! آخر سر ميكروبيولوژي رو تونستن بردارن !حالا باز ترم ديگه مون هم نميتونيم مثل هم برداريم !!! چون ترم ديگه اونا بايد انديشه بردارن و من ميكروبيولوژي ! تازه ميكروبيولوژي آزمايشگاه هم داره ! يعني 2تا كلاسم رو تنها ميشم ! اه ! لعنتي ها ! اگه انديشه رو به شيوا و نازي ميدادن از ترم ديگه كلا مثل هم ميشديم (فقط نازي زمين رو پاس نكرده) ناراحتم ! تو 2تا كلاس تنها شدم ! اما اون 2تا همه اش باهم هستن (فاميلي من "الف" و اونا "ح" و "ج" هست ، واسه همين اونا شماره هاشون پشت سر هم بود)تازه ميكروبيولوژي هم بعد اينكه اونا برداشتن پر شد و من حتي تو حذف و اضافه هم نميتونم بردارمش !حالا از اين غرغرا بگذريم ! به اين ميرسيم كه برنامه مون افتضاحه ! همه اش سر ظهر كلاس داريم ! يه دونه هم 4 تا 6:30 داريم !!! هر روز هم بايد بريم دانشگاه ! تازه هنوز معلوم نيست آزمايشگاه هاي گياه و ژنتيك و ميكروبيولوژي كيه ! اگه بيفته پنج شنبه كه ما بايد بريم جلو در دانشگاه چادر بزنيم ! غرغر بسه ؟ باشه رحم ميكنم بهتون 2. واييييييييييييييييي اگه بدونين چه استاد باحالي داريم ، استاد فارسي عمومي ماهه ، سر كلاسش واقعا لذت بردم ، اصلا گذشت زمان رو حس نكردم ، محشره ، هر چي بگم كم گفتم ، بيچاره نازي و شيوا ترم پيش اين درس رو با يه استاد بد پاس كردن ! اما اين استاد ............. فقط يه مشكلي وجود داره ، هر جلسه مقش (مشق) ميخواد ! واسه جلسه ديگه هم بايد 2تا نامه بنويسيم ! يه كتاب معرفي كرد كه بخريم (من هنوز نخريدم چون اصلا حسش نيست برم انقلاب) گفت بخش نامه نگاريش رو بخونيم و 2تا نامه ، يكي واسه آموزش دانشكده و يكي هم براي استخدام بنويسيم و براش ببريم ، بايد هم بنويسيم !!!من هيچي بلد نيستم ! چيكار كنم ؟؟ من فقط بلدم بنويسم : "با سلام ، لطفا مرا استخدام كنيد ،با تشكر" همين رو بلدم (خسته نباشم من !) تورو خدا يه كمكي به من بكنيد ، حد اقل بگيد چي بنويسم توش ! مثلا واسه آموزش چي بنويسم ؟ من اصلا نميدونم كار قسمت آموزش دانشكده چي هست !!! اونوقت چي بنويسم ؟ كمككككككككك عمو سهيل ، شما بلدي ، من ميدونم ، آفرين عمو ، يه كمكي به من بكن ، ثواب داره 3. ديروز فارسي و اكولوژي داشتيم، اكولوژي تشكيل نشد ، استادش همون خانمه اس كه بهتون گفتم شوهرش (اون استادمون) وسط امتحانا فوت كرد ، هنوز چهلمش هم نشده ، حس بدي دارم واسه رو به رو شدن باهاش ، نميدونم چرا !تازه اين ترم 2تا درس هم با اين استاد داريم (ژنتيك هم با اين استاد برداشتيم) بيچاره ، خيلي دلم براش ميسوزه ...4. ديدين(يعني شنيدين؟) گشت ا ر ش ا د چيكار كرده ؟ دختر مردم رو با باتوم زده خونين و مالين كرده و برده ! پسري كه همراهش بوده رو هم انداختن تو سطل آشغال !!! و اين اتفاق جايي افتاده كه من بسيار به اونجا ميرم !!! خداروشكر اون شب اونجا نبودم ، اينطور كه ميگن حسابي ملت شاكي شدم و پليس ضدشورش واسه پراكنه كردنشون اومده و ..........چي ميخواد به سرمون بياد خدا ميدونه !!! مردم كه كفري شده بودن شعار ميدادن "حكومت ا س ل ا م ي نميخوايم ، نميخوايم ! " البته شعار هاي ديگه اي هم بود ...بي خيال ... ما فعلا تو اين خراب شده داريم زندگي ميكنيم و مجبوريم تحمل كنيم !!!5. راستي ! بالاخره رفتم ترم 2 ! بالاخره اين عنوان خجالت آور "ترم اولي" از روم برداشته شد ! ديدين عمو سهيل ، بالاخره منم بزرگ شدم ، ديگه ترم اولي نيستم !6. بازم راستي ! بابا حالا من يه چيزي گفتم ! شما چرا باور ميكنين ؟ مگه ميشه به بابام نگم ؟ البته هنوز كارنامه نگرفتم و نميدونم چقدر قراره تخفيف بدن ! اصلا ميدن يا نه !!! و ... 7. ديگه يادم نمياد چي ميخواستم بگم ، پس :موفق باشيد فعلا بابايييي ![]() ![]() + نوشته شده در چهارشنبه 8 اسفند1386ساعت 18:39 به قلم .: *نگار* :.
|
¤.:`·.¸¸.·انتخاب واحد و ...`·.¸¸.·´:.¤
سلام ...!
![]() ![]() امروز رفتيم دانشگاه ، اون 2تا نمره رو هم بالاي 18 شدم ، در نتيجه معدلم بالاي 18 ميشه ، يعني به بابام نميگم ، يعني يه چيزي كاسب ميشم ![]() فردا بايد بريم ثبت نام ، امروز جونمون بالا اومد واسه انتخاب واحد ! (البته انتخاب واحد اصلي فرداس) ميخواستيم مثل هم انتخاب واحد كنيم ولي چند تا از واحد هامون فرق داشت ، مثلا من اين ترم شيمي عمومي رو پاس كرده بودم ، نازي و شيوا شيمي عمومي نداشتن ! به جاش اونا فارسي عمومي پاس كرده بودن و من فارسي عمومي نداشتم ! يا من و شيوا زمين رو پاس كرديم اما نازي زمين نداشت ! مجبور هم بوديم كه اين ترم اينا رو برداريم كه از ترم بعدي مثل هم بشيم و ديگه مشكلي نداشته باشيم ! خلاصه با بدبختي انتخاب واحد كرديم ! نصفش مثل هم شد ، ولي چون ما آخرين گروه هستيم كه نوبت ثبت نام و انتخاب واحد داريم عمرا عين برنامه خودمون بهمون بدن ! ميگن همه كلاس ها پر شده و هر چي دلشون بخواد ميدن بهمون !!!اين آهنگ محسن چاوشي تو فيل سنتوريه من با زخم زبونا رفيقم مرهم بذار با حرفات رو زخم عميقم با تو هم كه داري به گريه ام ميخندي كاش ميشد بياي و به من دل ببندي تنها بودن يه كابوس شومه عزيزم كار دل نباشي تمومه عزيزم پ.ن1 : منظورم از نوشتن مورد شماره 3 پست قبلي اشاره به فضولي همسايه نبود !پ.ن2: چه زود مرض فلفل از سرم افتاد !پ.ن3: خيلي خسته ام ! پ.ن4: بلاگرد مرد ! به زودي يه مجلس ختم ميگيرم براش !!!+ نوشته شده در یکشنبه 5 اسفند1386ساعت 18:43 به قلم .: *نگار* :.
|
¤.:`·.¸¸.·...`·.¸¸.·´:.¤
سلام ...!
![]() ![]() 1. ديشب فيلم كلاغ پر رو ديدم ، گفتم اِ مامان تو نارنجستانه هااااااا ، مامانم خيلي جدي گفت مگه شمال جز نارنجستان جاي ديگه اي هم داره؟! ديدم راست ميگه ! نارنجستان تنها جاي درست و حسابي شماله چي ميشد تو اون شونصد باري كه ما ميرفتيم نارنجستان اينا هم بيان ؟ خدا رو چه ديدي؟ شايد منو انتخاب ميكردن و بازيگر ميشدم و معروف ميشدم و ....{البته ما خودمون ويلا داريم و واسه ويلا هاي نارنجستان نميريم اونجا ، واسه محوطه اش و .... ميريم } يكي بياد منو جمع كنه ! باز رفتم تو توهم م 2. چند روز پيش هم فيلم سنتوري رو از نت دانلود كردم و ديدم ... از بهرام رادان زياد خوشم نميومد اما اين نقشش باحال بود با ديدن اين فيلم از سنتور خوشم اومد 3. همسايه مون به مامانم : نگار چيزيش شده ؟ حالش خوبه ؟ مامانم : آره خوبه ، چطور مگه ؟همسايه : آخه پريشب تا ساعت 2 چراغتون روشن بود ، دشبم ساعت 3 يهو چراغتون روشن شد ، محسن هم ميگه جلو درشون پنبه الكلي افتاده بود ! شما هم كه اون جريانو گفته بودين ، من ديگه داشتم سكته ميكردم ! هي ميخواستم بيام درتون رو بزنم ببينم چي شده ؟!وقتي مامانم اينو برام تعريف كرد مردم از خنده ! مامانم قرار بود يه مسافرت يه روزه بره ، اون شب تا نصفه شب داشت كاراشو ميكرد و هر چي بهش ميگفتم بخوابه گوش نميكرد ! شب بعدش هم كه ساعت 3 از راه رسيد و چراغ واسه اين روشن شد ! اون پنبه ي الكلي رو نميدونم از كجا در آورده م ! حالا نميدونم چرا الكلي ؟بادمجون بم آفت نداره بابا ! من اينجام ! سالمم ! عمل هم نشدم 4. حذف شد !!! 5. فردا قرار بود بريم دانشگاه ... نازنين شماله ... واسه همين قرار فردا كنسل شد و پس فردا ميريم ! هنوز 2تا از نمره هام رو نميدونم ! تا اينجا معدلم بالاي 18 ميشه ...6. چند وقته گير دادم به ژله و فلفل !!! با هم نه هااااا ، يا در حال ژله درست كردنم يا ژله خوردن ! موقع آشپزي هم خوشم مياد تو غذا فلفل بريزم (گير دادم ديگه) از طعم تند خوشم اومده جديدا ! خل شدم ديگه ! 7. دلم آهنگ شاد و قر دار ميخواد ! از هيچ كدوم از اين آهنگ هاي جديد هم خوشم نمياد ! اه اه اه اه ! آهنگ جديد شهره رو ديدين ؟ پيرزنه خجالت نميكشه با اون سنش اونطوري لباس ميپوشه ! متنفرم ازش ! آهنگ جديد شهياد هم خيلي مسخره اس ! همينطور آهنگي كه آرش و شگي با هم خوندن ! اصلا از اين آهنگ هاي مسخره خوشم نمياد ! 8. همچنان در حال خوندن كتاب "كنيز ملكه مصر" هستم ! ديگه مثل اون موقع ها نميتونم شب ها تا ساعت 3-4 كتاب بخونم و صبح ها تا چشمم رو باز ميكنم كتاب رو از پايين تخت بردارم و تا لنگ ظهر از جام بلند نشم و كتاب بخونم !اصلا حوصله ام نميگيره ! شايد هم اين كتابه رو دوست ندارم و نميفهمم ! دلم رمان عاشقونه ميخواد ! از اونا كه با خوندنش چشمام رو ميبندم و خودم رو ميذارم جاي شخصيت اصلي داستان و ......9. يه چيزاي ديگه اي هم نوشته بودم ، اما پاك كردم ... خوشم نيومد اينجا بنويسم ! شديدا بد اخلاق شدم و ... 10. موفق باشيد فعلا بابايييييييي ![]() ![]() + نوشته شده در جمعه 3 اسفند1386ساعت 14:5 به قلم .: *نگار* :.
|
[ صفحه نخست | نوشته هاي قديمي ] |
امكانات
پروفايل منمعرفي نامه
سلام...!
من نگارم ، متولد 16مرداد خوش اومدي وقتي كوچولو بودم
همسايه ها
پشتيباني وبلاگ
POWERED BY
BLOGFA.COM |