|
|
|
|
¤.:`·.¸¸.·من و استرس ؟`·.¸¸.·´:.¤
سلام ...!
![]() ![]() ![]() 1. خيلي خستم ! خيلي عصبيم ! باز از استرس مريض شدم ! همه ميگن گرمه ولي من دارم منجمد ميشم !!! اهههههههههه !! اصلا مگه اين امتحانا مهمه ؟ خب چه فرقي داره كه معدلم 12 بشه يا 19 ؟!! ما كه نميخوايم بالاي 20 تا واحد برداريم ! پس چرا من انقدر استرس دارم ؟! من كه هيچ وقت استرسي نبودم ...!2. پشيمونم نرفتم جشن وبلاگ نويسي ... خيلي پشيمون !!! از اينجا ميتونين وبلاگ هاي برتر رو ببينين ! حيف شد ...3. هر چي فارسي ميخونم باز احساس ميكنم هيچي يادم نمياد !! اعصابم شديدا بهم ريخته ! از يه ور هم دلشوره ي انديشه داره ديوونه ام ميكنه !!4. مهموني فردا كنسل شد ، افتاد هفته ي بعد ! منم بعد انديشه 7-8 روز بي كارم تا امتحان بعدي ، پس ميتونم برم مهموني 5. بايد برم لباس بخرم ، حوصله ي خريد هم ندارم !! كلا از خريد متنفرم چون همه رو كلافه ميكنم تا يه چيزي بخرم ! 6. يه تبليغ تو ماهواره هست ، بچه داره گريه ميكنه ، مامانش با كنترل مياد تو اتاق و يه دكمه ميزنه بچه ساكت ميشه !!! من فكر كردم بچه هه
كنترليه !! بعدا فهميدم تبليغ كولر بوده ! مامانه با كنترل كولر رو روشن
ميكنه و بچه ساكت ميشه ! ولي خودمونيما ! اگه بچه ها كنترلي بودن چقدر خوب بود !!7. اممممم ، فعلا همينا ديگه ! حالم اصلا خوب نيست ، وقت وبلاگ خوندن و ... هم ندارم فعلا ! ببخشيد !موفق باشيد ![]() فعلا باباييي ![]() ![]() ![]() + نوشته شده در چهارشنبه 29 خرداد1387ساعت 13:52 به قلم .: *نگار* :.
|
¤.:`·.¸¸.·بازم پراكنده`·.¸¸.·´:.¤
سلام ...!
![]() ![]() 1. يكي نيست بگه آخه مگه مرض داري ما رو تو اين گرما ميكشوني دانشگاه و بعد ميگي درس نميدم ؟! خب ميمردي از همون اول بگي ؟ يا ميل بزني ؟ يا سند تو آل كني ؟! خوبه 24 ساعته هم آني و مشغول چت !! مسخره !!!2. مردك .....! آخه به تو چه كه ....!! بي خيال ...3. خدايا كاري كن اين درس رو پاس شم و ديگه چشمم به اين مردك نخوره ، واقعا ديگه نميتونم تحملش كنم ! چقدر خوبه كه كلاس تموم شد ... 4. واقعا عصباني بودم خب ! نميتونستم هيچي نگم !5. من 50 صفحه انديشه خوندم ! (تشويقققققققققق ) اما هيچي نفهميدم !! (ميتونين تشويق هاتونو پس بگيرين !) 6. ديشب جن ها به من حمله كردن !! آخه من اصلا آدم بدخوابي نيستم ، خوابم خيلي سبك هست اما بد خواب نيستم ، هر جوري كه شب بخوابم صبح همون جوري بيدار ميشم ! ديشب آلارم موبايلمو روشن كردم كه صبح زود (ساعت 8 !!)بيدار شم ، مطمئن هم هستم آلارم فعال شد ، چون نوشت 7 ساعت و خورده اي ديگه زنگ ميخوره ! بعد يكم با مهسا چت كردم و رفتم خوابيدم ، قبل از خواب هم صداهاي عجيبي از تو كمد ميومد كه من ترسيدم و آيت الكرسي خوندم و بعد خوابيدم ، صبح بيدار شدم ديدم بالشم وسط اتاقه !! و كوسنم زير سرمه !! ساعت هم 9:30 بود !! و من يادم نمياد آلارمو خاموش كرده باشم !!! 7. در اين كه تو خونه جن داريم هيچ شكي نيست ! البته جنمون (شايدم جن هامون !) بازيگوشه و بچه بدي نيست ! مثلا يه دفعه رفتم جلو دراور عطر بزنم ، ديدم عطرم نيست ! (هميشه رو دراوره) رفتم دم اتاق مامانم (اتاق بغلي) گفتم مامان عطر منو نديدي ؟ گفت نه ! باز برگشتم تو اتاق ديدم عطرم رو دراوره !يا مثلا بارها شده هم من هم مامانم حس كرديم يكي از كنارمون رد شده !! و خيلي چيز هاي ديگه !!8. ترسيدين ؟ 9. ديروز تو پارك نزديك خونه مون جشن بود ، نوشته بود جشن "فارغ التحصيلي" بچه هاي مهد كودك فلان با حضور هنرمندان صدا و سيما (تو اين پاركه زياد جشن ميگيرن و از صدا و سيما زياد ميان ) حالا من موندم بچه هاي مهد كودك هم فارغ التحصيل ميشن ؟!! الان دكتر شدن اينا ؟!! كدوم بي سوادي اين پوستر رو زده بود آخه ؟!! فارغ التحصيلي ؟!!10. يه چيزي بگم ؟ قول بدين مسخره ام نكنينا ! اون روز كه ميخواستم انديشه بخونم يه چايي شيرين درست كردم و رفتم تو اتاقم يكم از اين چايي خوردم ، بعد حواسم رفت به درس و چايي يخ كرد ! برش داشتم يه كوچولو خوردم ، ديدم بوي بچگي هامو ميده !! اون موقع ها كه مامانم چايي شيرين برام ميريخت تو شيشه شير ! مثل ديوونه ها چايي رو بو ميكردم و مزه مزه ميكردم ، ياد دوران طفوليت افتاده بودم ، و اون شيشه شيري كه پيشي برد ! (به شيشه شير زيادي وابسته شده بودم ، يه روز كه باز بهونه گرفته بودم مامانم آب رو بريزه تو شيشه شير ، يه گربه از جلو پنجره رد شد ، مامانم هم گفت پيشي شيشه ام رو برد ! پيشي بد !! ) من عادت دارم چايي رو داغ داغ بخورم ! واسه همين مدت ها بود اين بو و مزه رو تجربه نكرده بودم ! (زيادم چايي دوس ندارم و فقط با صبحونه و يا با كيك چايي ميخورم ، محاله چايي خالي بخورم)خلاصه بسي تجديد خاطره نموديم !11. رگ پام گرفته ، پام خيلي درد ميكنه ! احتمالا ديشب جن ها پامو گاز گرفتن !!12. امروز يكي از دوست هاي دوران دبيرستانم رو ديدم ، ميگفت نگار باورم نميشه پزشكي قبول نشدي !! من مطمئن بودم تو پزشكي قبول ميشدي ! آخه چرا ؟ مگه ميشه ؟ تو كه هميشه بهترين بودي ...گفتم نشد ديگه ، يه سري مشكلات ... بعد بحث رو عوض كرديم ...اگه رشته ام رو دوس نداشتم با شنيدن اين حرف باز داغ دلم تازه ميشد و ميزدم زير گريه ... واقعا لياقت من بالاتر از اين رشته بود ... اما ... قسمت نبود ...13. مثلا قرار بود من كم پيدا شم !! 14. فعلا همينا ديگه !موفق باشيد ![]() فعلا باباييي ![]() ![]()
+ نوشته شده در شنبه 25 خرداد1387ساعت 18:54 به قلم .: *نگار* :.
|
¤.:`·.¸¸.·...`·.¸¸.·´:.¤
سلام ...!
![]() ![]() 1. از الان آماده باشين واسه كه پستم خيلي بهم ريخته اس ! 2. ديگه تقريبا ترم 2 هم تموم شد ! فقط شنبه كلاس رايانه داريم ، بعدش تعطيل ميشيم و پنج شنبه اولين امتحانمه ! فارسي ! و شنبه هفته ديگه انديشه ! با اين كه ميدونم واسه انديشه هيچ وقتي ندارم اما آدم نميشم و درس نميخونم !! تازه تو اين هير و ويري خاله ميخواد پنج شنبه واسه تبسم تولد بگيره !! من كه نميرم ، اگه برم ديگه 100% انديشه رو ميفتم !! البته اگه نرم هم احتمال افتادنم زياده ! خاله جان خب نميرفتي شمال و همون روز تولدش (17هم) تولد ميگرفتي ديگه !!3. ميخوام باقالي پلو با گوشت درست كنم ! چند وقته حسابي فعال شدم و به آشپزي افتادم ! از ظهر ماهيچه گذاشتم بپزه ، تا يه ساعت ديگه برم خودشو درست كنم 4. و اينك پس از قرن ها تلاش و انتظار آفيس نصب كردم !5. خيلي وقته معده درد كلافه ام كرده ، گاهي انقدر درد ميگيره كه نفسم بالا نمياد !! اون بار به مامان گفتم ، مامان با لحن عصباني گفت چند بار بهت گفتم غذا بخور ؟ چند بار بهت گفتم زخم معده ميگيري ؟ واي به حالت اگه معده ات چيزيش شده باشه ! ميكشمت ! بنده هم از اون روز ديگه جرئت ندارم به مامانم بگم معده ام درد ميكنه ! فقط گاهي قرص ميخورم ...6. از پست دوشنبه كه پريد فقط بگم من و نازنين 2 تا سوتي داديم ، مال من رو بي خيال ! اما مال نازنين :تو سلف بوديم ، من رفتم يه سري چيز ميز واسه ناهار خريدم و اومدم ، شيوا گفت سس نخريدي ؟! گفتم يادم رفت ! نازنين رفت سس بخره ، چند لحظه بعد نازنين برگشت و گفت بچه ها ببينين چه سوتي دادم !!! رفتم به يارو ميگم يه سس سفيد ، يه سس مشكي بدين !! 7. فقط ميخواستم سوتي رو بگما ! اما از امتحانم ميگم ! استاد محترم !!!!! قبلا فرموده بود فقط نمونه ميذاريم زير ميكروسكوپ و شما اسم هاشو ميگين ! من خودم به شخصه شونصد بار پرسيدم استاد فقط اسم ديگه ؟! ويژگي و بافت و... كه نيست ؟استاد فرمودند نه !!!روز امتحان ، اول موبايلا رفتن تو قرنطينه ! (املاش درسته؟) بعد ما رفتيم تو قرنطينه اي ديگر ! و سه نفر سه نفر از قرنطينه ميومدن بيرون و ميرفتن امتحان ميدادن ! همون موقع ها بود كه كاشف به عمل اومد يه سري سوال تشريحي هم هست !! استاد اومد تو قرنطينه ! ريختيم سرش ! گفتم استاد مگه من شونصد بار ازتون نپرسيدم و گفتين فقط اسم نمونه ها رو بايد بگيم ؟! استاد لبخند ژكوندي تحويلمون داد و رفت !!آخ كه انقدر دلم ميخواست اون لحظه خفه اش كنم !! امتحان رو بد داديم همه ! چون هيچي نخونده بوديم !!8. تا برق نرفته همين رو ثبت كنم و برم به كار و زندگيم برسم !!9. راستي چند وقتي شايد كم پيدا بشم ! هم واسه كامنت گذاشتن و هم آپ كردن ! تا 18 تير كه اين امتحاناي لعنتي تموم شه ! البته گفتم شايد ها ! يهويي ديدين همين فردا آپ كردم ! هيچ كار من حساب و كتاب نداره !10. موفق باشيد ![]() فعلا بابايييييييييي ![]()
+ نوشته شده در چهارشنبه 22 خرداد1387ساعت 19:4 به قلم .: *نگار* :.
|
¤.:`·.¸¸.·:دييييييييي`·.¸¸.·´:.¤
سلام ...!
![]() ![]() 1. نه به اون كه موقع ناراحتي هي ديقه ثانيه آپ ميكردم ، نه به اينكه حالا 100 سال يه بارم پامو نميذارم اينجا ! تعادل روحي رواني ندارم !2. تو اين تعطيلات هيچ كار مفيدي نكردم ! فقط تحقيقم رو آماده كردم و پرينت گرفتم و خبر هاي ژنتيكيم رو چسبوندم ! (برا ژنتيك بايد 30 تا خبر ژنتيكي ببريم ) خلاصه از شر هرچي تحقيق محقيقه اين ترمم راحت شدم !3. دوشنبه امتحان آز گياه داريم ، قرار بود فقط 7 تا نمونه بذاره زير ميكروسكوپ و ما تشخيص بديم چيه ! اما گويا ميخواد از جزوه هم بپرسه ! هنوز معلوم نيس ! فردا ميريم ازش ميپرسيم ...4. يكي برام كامنت گذاشته خيلي مغرور و خودخواهي ، جرئت داري جواب بده !! واي مردم از خندههههههههههه !! من كه جرئت ندارم جوابت رو بدم !!! 5. امممم ! چرا هيچ حرفي ندارم ؟ 6. گويا كل تهران پاشدن رفتن شمال ! ما كه نرفتيم ، نازنين اينا هم رفتن و وسط راه برگشتن (از بس شلوغ بود) خاله ام اينا هم شونصد ساعت تو راه بودن !! به نظر من كه با وجود اين همه شلوغي اصلا به رفتنش نمي ارزيد !! كه چي مثلا ؟! تا 2 روز تعطيل ميشه ملت ميدَوَن ( ) شمال ؟!7. امممم ! من واقعا هيچ حرفي ندارم ! پس بهتره برم ، شايد فردا تو دانشگاه اتفاقاتي افتاد و اومدم نوشتم ! 8. الكي الكي سرخوشم ها ! موفق باشيد فعلا بابايييي ![]() ![]() ![]() بعد نوشت (دوشنبه) : خيلي عصبانيم !!!! يه خروار تايپ كرده بودم !!يهو برق رفت و همش پريد !! بعد همون دقيقه دوباره برق اومد !! مرضش فقط پروندن نوشته هاي من بود !! ديگه حوصله ندارم از اول بنويسم ! خيلي طولاني بود !ديروز اين اتفاق واسه مهسا افتاد و من بهش خنديدم ! حالا خودم ........ مهسا بخندي ميكشمت ! + نوشته شده در شنبه 18 خرداد1387ساعت 18:26 به قلم .: *نگار* :.
|
¤.:`·.¸¸.·يه پست شاد`·.¸¸.·´:.¤ سلام ...!
![]() ![]() آهنگ هاي آريان هميشه بهم آرامش ميداد ...هنوز برا هموني ، همون نفس تو سينم بگو تو بهتريني يا من عاشق ترينم يه طنين آشنا ، يه عطر دلربا دوباره چشمايي به رنگ كهربا باز تپش هاي دل بي پناه باز تو و من بازم همون نگاه باز تو ، باز من ، بازم اون نگاه هنوز برا هموني ، همون نفس تو سينم بگو تو بهتريني يا من عاشق ترينم نبودي ببيني دلي كه ميگفتي سنگ شده حتي واسه بهونه گرفتنات تنگ شده مني كه ميگفتم بي تو شبم پر ستارس پس چرا دلم پي يه فرصت دوبارس وقتي عطرت تو هوامه ، نفس هات تو لحظه هامه چه جوري آروم بگيرم ؟؟؟ وقتي هيشكي تو نميشه ، تو نگات عشقه هميشه چرا تو حسرت بميرم ؟؟؟ هنوز برا هموني ، همون نفس تو سينم بگو تو بهتريني يا من عاشق ترينم واي ، عاشق اين آهنگم ، روزي 1000 بار اينو گوش ميدم ، خيلييييييييييييييي قشنگههههههههههه * خدا جونم مرسي ، مرسييييييييييييييييييييي * عزيزم حق داري ، من نبايد خيلي چيزا رو توي اين وبلاگ ميگفتم ، ولي مطمئنم كسي اينجا راجع به تو فكر بدي نميكنه و تورو مقصر نميدونه ... ديگه هم ايجا چيزي نميگم ...* tu es mon amour عزيزممممممممممممممممممممم * هيچ كلماتي قادر به بيان احساسم نيستن ...موفق باشيد فعلا بابايييي + نوشته شده در سه شنبه 14 خرداد1387ساعت 20:21 به قلم .: *نگار* :.
|
¤.:`·.¸¸.·آريان`·.¸¸.·´:.¤
سلام ...!
![]() ![]() ![]() 1. دلم ميخواد سرمو بكوبم به ديوار ! دلم ميخواد داد بزنم ! دلم ميخواد برم هر كي تو شاتل كار ميكنه رو بزنم !! دلم ميخواد .......اي خدا ! از دست اينا من چيكار كنم ؟!! 2 روزه دارم خودمو خفه ميكنم كه تو مقدار ترافيكم اشتباه شده !! هي ميگم ترافيك سوخته ي ماه پيشم تو اين ماه حساب كردين !! با بدبختي حرفمو ثابت ميكنم !! بعد باز ميبينم هنوز درستش نكردن !!اعصابم بهم ريخته !! بابا من ميخوام آلبوم جديد آريان رو دانلود كنم !!!! البته الان ديگه گفتم جهنم !! دانلود ميكنم ! اگه قطع كردن فردا زنگ ميزنم و دعوا و ... اعصاب نميذارن واسه آدم كه !!!2. آلبوم جديد آريان رو دارم دانلود ميكنم !! همون كه با كريس دي برگ خوندن ! دلتون بسوزه !3. وبلاگم جزء وبلاگ هاي برتر انتخاب شده ، برام كامنت خصوصي گذاشتن و ازم دعوت كردن تو جشن وبلاگ نويسا شركت كنم ، واسه تقدير و ... مراسم تو دانشگاه تهران برگزار ميشه ، اما من نميرم 4. بنا به دلايل فراوان از 2 نفر خيلي دلخورم (خدا به سر شاهده دلگيرم ازتون ==> اينو گفتم كه خودشون بفهمن منظورم كيا هستن ) 5. واي ! امروز تو آزمايشگاه ژنتيك يه فيلم مستند ديديم ، خيلي باحال بود ، فيلم راجع به شانپانزه ها بود و طرز برخوردشون با يه شانپانزه مبتلا به آلبينيسم (زالي) ! بيچاره ! انقر اذيتش ميكردن !! تا ميومد غذا بخوره بقيه ميومدن از دستش ميگرفتن ! تا ميرفت بالاي درخت پرتش ميكردن پايين ! باهاش بازي نميكردن و ... . يه جاي فيلم نشون داد كه يه بچه شانپانزه ديگه با اين شانپانزه زاله دعواش شده بود ، بعد نر گروه مياد اينا رو از هم جدا ميكنه و شانپانزه زاله رو ميبره تنبيه ميكنه و ميزنتش !! بعد شانپانزه زاله خيلي مظلوم ميره تو بغل مامانش و مامانش نازش ميكنه ! اي جان ! اين تيكه فيلمه انقدر عاطفي و قشنگ بود ...6. آي حال ميده هيچ وقت درس نخوني و استاد فكر كنه شاگرد زرنگي !! من هيچ وقت گياه نميخونم !! هر وقت ميپرسه يا از جزوه نگاه ميكنم و يا بچه ها بهم ميرسونن ، هر وقتم امتحان ميگيره از بچه ها تقلب ميكنم ، بعد استاده بهم ميگه تو خيلي درست خوبه 7. حرف هام يادم نمياد ! واسه همين اينو سيو ميكنم ، بعد ميام ادامش رو مينويسم ...8. خب من باز اومدم ، رفتم حموم و بعد اومدم آهنگ هاي آريان رو play كردم ، واي نميدونين چه حسي دارم ، اصلا قابل توصيف نيست ! شايد باورتون نشه ! هم بي نهايت خوشحالم و هم بي نهايت ناراحت !! خوشحال واسه اينكه آهنگ هاي آريان هميشه بهم انرژي ميده و منو ياد خاطرات خوب و عشقولي گذشته ميندازه و ناراحت واسه اينكه شايد ديگه هرگز اون خاطره هاي قشنگ تكرار نشه !9. مخاطب خاص : يادش بخير وقتي اين آهنگ ها رو برام ميذاشتي ... چقدر اون روزا خوب بود ... اما افسوس كه فردا مال ما نشد ... 10. همه ي آهنگاش رو دوس دارم ، حالا تا يه هفته هر روز بايد از آريان بشنوين ! چون من ميخوام همش آريان گوش بدم و همش اينجا راجع بهش بنويسم 11. يادته حرف هاي اولمونو ، همش از يكي شدن بود و بس از رفتا تا آخر خط و با هم ديگه رسيدن بود و بس حرف دلامونو ميرسونديم به خدايي كه خالق عشقه ميخواستيم اون همصدايي باشيم كه تا ابد عاشق عشقه نه نه نگو ، ديگه نگو ، نگو راهي واسه من و تو نمونه نه نه نگو ، ديگه نگو ما رو غم به آخر خط رسونده نه نه نگو ، ديگه نگو ، نگو با هم زندگي جهنمه نه نه نگو ، ديگه نگو كه جدايي تموم شدن غمه ولي ديدي از يادمون رفت قول و قرار عاشقونه حالا حرفمون فقط اينه ، كي بايد بره ؟ كي بمونه؟ حالا من مونم و شباي بي تو ، حالا تو موندي و غم تنهايي منم و عطر تو و خاطره هات ، تو و اشك و سكوت و بي صدايي اينجا منم دلتنگ ديدنت ، اونجا تو پشيمون و غم زده خودت ببين لجبازيمون چطور بين من و تورو بهم زده نه نه نگو ، ديگه نگو ، نگو راهي واسه من و تو نمونه نه نه نگو ، ديگه نگو ما رو غم به آخر خط رسونده نه نه نگو ، ديگه نگو ، نگو با هم زندگي جهنمه نه نه نگو ، ديگه نگو كه جدايي تموم شدن غمه 12. مخاطب خاص : انگار اينو واسه ما خوندن !! ميبيني ؟13. واقعا پيشنهاد ميكنم برين آلبومش رو بخرين ... واقعا آرامش محضه .. 14. حرفي ندارم ! فقط ميخوام 13 نباشه و نحس نشه !موفق باشيد فعلا بابايييي ![]() ![]()
+ نوشته شده در یکشنبه 12 خرداد1387ساعت 19:10 به قلم .: *نگار* :.
|
هيچي !!
سلام ...!
![]() ![]() ![]() 1. همين الان از دانشگاه اومدم ! سرم داره منفجر ميشه ! خيلي دلم ميخواد قرص نخورم اما اگه تا چند دقيقه ديگه خوب نشم مجبورم ...2. امروز باز كلاس آشنايي با رايانه داشتيم ! 3 ساعت عملي و 2 ساعت تئوري ! پدرمون در اومد !!3. اول ترم هي ميگفتيم استاد اگه ميخواين همون جزوه كه به بچه ها ترم پيشي دادي به ما بدي از الان بگو كه ما از دوستامون بگيريم و هم الكي پول نديم و هم از الان بخونيم ! استاد هم هي ميگفت نه ! اونو نميدم ! فرق داره !! حالا امروز با پر رويي تمام همون جزوه رو آورد و پخش كرد بين بچه ها !! (هفته پيش پولشو گرفته بود !!) انقدر حرصمون گرفت !! آخه يكي نيست بگه نفهم !! مگه مرض داري اذيتمون ميكني ؟!! خب ما كه هزار بار ازت پرسيديم !! بعدشم 2 تومن پول جدا گرفته و كتاب ويندوز 98 برامون آورده (علاوه بر جزوه) !! آخه كي ديگه از ويندوز 98 استفاده ميكنه كه ما بايد اينو بخونيم ؟!! الان ديگه از xp هم استفاده نميكنن !! چه برسه 98 !! 4. امروز يه كوچولو با نازنين بحثمون شد ! بحث كه نه ! نازنين ميگفت كارت اشتباه بود اما به نظر من كارم اصلا اشتباه نبود و كار اون شخص سوم اشتباه بود !! اما از نازنين دلخور شدم ...5. امروز تولد نگار2 جونمه ، نگاري جونم تولد مبارك عسيسم 6. كسي ميدونه كه اگه چيزي با office 2007 بسازيم با office 2003 باز ميشه يا نه ؟؟ من هنوز office ندارم !! نياز مبرمي هم به word دارم ! هر جا ميرم بخرم 2007 دارن اما كامپيوتر هاي دانشگاه 2003 دارن !! ميخوام مطمئن شم كه اگه خونه تحقيقمو آماده كنم تو كامپيور دانشگاه باز ميشه يا نه !!7. مخاطب خاص : خيلي نگرانتم ... فعلا همينا ديگه ! موفق باشيد فعلا بابايييي ![]() ![]() + نوشته شده در شنبه 11 خرداد1387ساعت 20:10 به قلم .: *نگار* :.
|
...
باشه ! باشه !
ديگه اينجا هيچي از ناراحتي نميگم !! ديگه اينجا درد دل نميكنم !! ديگه اينجا اصلا حرف نميزنم !! لال ميشم !! فقط كاري به كارم نداشته باشين !! ولم كنين !! انقدر با اين نصيحت ها و دلداري هاتون آتيش به جونم نزنين !! انقدر ناراحت ترم نكنين !! انقدر حالمو بدتر نكنين !! شماها تو شرايط من نيستين و طبيعيه نتونين دركم كنين !! شماها نميدونين من چي ميكشم ... فقط ميگين فراموش كن !! ناراحت نباش !! درست ميشه و ..... !!! نه !! هيچي درست نميشه !! هيچي هم فراموش نميشه !! هيچي ....!! ديگه يا هيچي اينجا نمينويسم ! يا اگه خواستم بنويسم يه نقاب ميزنم به صورتم و فقط شاد مينويسم !! شادي كاذب !! كه ديگه غر نزنين محيط وبلاگت غمگين شده ! چرا اينطوري مينويسي و ... اينجا مال من بود !! اما مثل اينكه اختيارش رو ندارم !! مثل اينكه بايد برم و حرف هاي اين دل لعنتي رو جاي ديگه ببرم ... ببخشيد اگه ناراحتتون كردم ! باي !!! + نوشته شده در جمعه 10 خرداد1387ساعت 20:53 به قلم .: *نگار* :.
|
يه پست طولاني و غم ناك!! سلام ...!
1. امروز يه روز بده ! به 2 دليل ! اول اين كه جمعه اس و من از جمعه ها متنفرم ! دوم اين كه نحسه ! امروز سيزدهمين روز از ............... هستش ! خداكنه راحت بگذره ... هر چند ميدونم آخر شب من باز بالش و پتوم بايد به گريه هام گوش بدن !! بيچاره ها ! 2. هر وقت از جمعه بد ميگم ياد اين حرف مردم ميفتم كه ميگم امام زمان جمعه ظهور ميكنن و به شدت ميترسم !! اما خب چيكار كنم ! من از جمعه ها متنفرم !! امام زمان نميشه يه روز ديگه ظهور كني ؟ 3. ديشب فيلم پسران آجري رو ديدم ، يكي از مزخرف ترين فيلمايي بود كه تاحالا ديده بودم !! خودمونيما ! اين فرزاد فرزين خيلي زشته !! 4. فكر كنم اين ماه هنوز به موعد قرارداد نرسيده adslم تموم بشه !! (موعد قرارداد من 20 ماه هستش) آخه انگاري ويروسي شدم ! (اما آنتي ويروس هام چيزي نشون نميدن!!) هر بار به نت وصل ميشم انگار دارم چيزي دانلود ميكنم !! در صورتي كه هيچي دانلود نميكنم اما باز از ترافيكم كم ميشه !! 5. يه بازي باحال ! ببينين چقدر اعصابتون آرومه !! اينجا رو كليك كنين تا بازي كنين ، حتما بازي كنين هااااااااا ، جالبه 6. هيچ وقت فكرش رو نميكردم كه انقدر راحت فراموش شم ... هيچ وقت ... 7. انگاري اين آلوئه ورا خوبه ! تا الان كه 3 بار ماليدم به صورتم ، پوست رو شاداب تر ميكنه ... 8. اعصابم خورده خب ! دلم ميخواد حرف بزنم !! 9. محدثه ؟ ببخشيد اين چند وقته هر بار باهات حرف زدم فقط از ناراحتي و گريه و ... گفتم ! آخه تو تنها كسي هستي كه همه چي رو ميدوني و دركم ميكني ... 10. كاش الان شب بود !! ميخوابيدم و زود تر اين روز لعنتي ميگذشت ! 11. اعصابم داغونه !!!!!!!! 12. همين الان يه عالمه نوشتم ، اما ديدم وبلاگ جاي مناسبي واسه اين حرف ها نيست ، منتقلش كردم جاي ديگه ... اما با گريه هام چيكار كنم ؟ اين اشك هاي لعنتي كه هيچي حاليشون نيست ؟!!! 13. لعنت به جمعه ! لعنت به دلتنگي ! لعنت به ........ 14. ميبيني ؟ باز جمعه و 13 يكي شدن !! اتفاقي بود ها ! 15. داشتم يه آهنگي گوش ميكردم كه كلي خاطره باهاش داشتم ، كلي گريه كردم ، ديگه طاقت نياوردم و قطعش كردم ... 16. كاشكي تو نگاه آخر عشقو تو چشام ميديدي تو چي كردي با دل من ، عشقمو انگار نديدي قلب تو انگاري نشنيد التماس اون چشامو تو چي كردي با دل من ، نديدي غم نگامو 17. دلم گرفته !! ميفهمي ؟ ......................... 18. هي ... نميتونم از نوشتن دست بكشم ... نميتونم از پاي كامپيوتر بلند شم ... نميتونم ... 19. نميتونم باور كنم دستات ديگه تو دست من نيست نميتونم باور كنم چشمات ديگه نگاش به من نيست نميتونم باور كنم قلبت ديگه براي من نيست آخه تو سازمي ، زندگي سازمي نميتونم باور كنم لبخند تو براي من نيست هي هي دل ديوونه ... نميدونم كه ميتونم نگاه كنم خالي جاتو نميدونم كه ميتونم فراموش كنم خاطره هاتو نميدنم كه ميتونم زنده باشم به ياد اوني كه ميخواستم ... 20. فقط و فقط دلم آهنگ هاي غمگين ميخواد 21. بازم دلم گرفته ، چند روزيه كه رفتي ميگي به خاطر من از عشقمون گذشتي اما ميخوام بدونم برام اگرچه سخته بگو دوسم نداشتي ،حالا نه خيلي وقته 22. اگه خسته شدين ميتونين پستم رو نخونين ... فقط واسه دل خودم مينويسم ، كه شايد آروم بگيره ... 23. دلو از دنيا بريدم ، اون همه سختي كشيدم امان از دست تو اي واي ببين به كجا رسيدم يه روزي يه روزگاري همه ي عشق من اين بود بشم هموني كه تو ميخواي ، فرصتم ندادي اي واي ! يه روز ميشه تنها بموني ، اون وقته قدرمو بدوني اما اون روز خيلي ديره ، كاش ميشد اينو بدوني يدوني هيشكي نميتونه مثل من عاشقت بمونه آخه تنهايي خيلي سخته ، اينو دلت نميدونه 24. واقعا اوني كه تو ميخواستي نشدم ؟ من كه به خاطرت همه كاري كردم ... من كه ............ 25. كاش ميشد با زدن يه دكمه حافظه رو فرمت كرد ! 26. بي خيال ... اينجوري شماها رو هم ناراحت ميكنم ... پس ديگه بسه ... باي ... پ.ن : اين پست از صبح تا ظهر نوشته شده !! واسه همين اولش روحيه ام بهتر بود ، اما اين آخر ....... + نوشته شده در جمعه 10 خرداد1387ساعت 12:30 به قلم .: *نگار* :.
|
¤.:`·.¸¸.·آلوئه ورا + طوفان و ...`·.¸¸.·´:.¤
سلام ...!
![]() ![]() ![]() 1. امروز صبح بعد از قرن ها تلاش و انتظار !! كلاس نداشتم و ميخواستم كلي بخوابم ! با صداي دلخراش تلفن از خواب ناز و رويايي ! (آخه داشتم خواب خوبي ميديدم ) بيدار شدم ، اما دلم نميخواست از تخت بيام بيرون ! هر چي صبر كردم كسي گوشي رو برنداشت ! با كلي غر غر خودم رو به تلفن رسوندم و تا اومدم بردارم قطع شد !! نگاه كردم ديدم شماره خاله كوچيكم بود ، ساعتو نگاه كردم ديدم 10:30 ، اما هنوز خوابم ميومد ! تا به سمت اتاق رفتم كه باز بخوابم زنگ در رو زدن ! خاله بزرگم بود ! خاله ام يه سري عكس آورده بود كه من ميل كنم به دوستاش (آخه من adsl دارم ، سرعت نت خودشون كمه ) ...يكم بعد هم مامانم اومد ، بعدش مامانم گفت بابا ماشينو برده ، اگه ميخواي بري عطاري با خاله برو ! پاشدم حاضر شدم و با خاله رفتم خريدم حالا خوبه اينو بزنم پوستم داغون شه !! من پوستم خيلي خوب بود ، ميگم خيلي شما بخونيد خييييييييييلللللللللييييييييييي !! اما اين چند وقته به خاطر ناراحتي هاي روحي و عصبي و ... پوستم خراب شده ! (نه خيلي ها ! ) اما به هر حال اعصابم رو ريخته به هم !! دوستامم خيلي از برگ آلوئه ورا تعريف ميكردن ، منم خريدمش ببينم به درد ميخوره يا نه ! رو بروشورش كه خيلي چيزا نوشته (فوايد) ، هم ميشه خوردش و هم ماليد به پوست ، كه من عمراااااااااااا بخورمش ، اول هم يه كوچولو ميمالم به پوست دستم ، اگه پوستم زنده موند ! بعد ميمالم به صورتم ! حالا نتايج آزمايش رو بهتون اعلام ميكنم كه اگه خوب بود شما هم بريد بخريد 2. ديروز صبح انديشه و رياضي تموم شد ، همه با هم : هوووووووووررررررررررررررااااااااااااااااااا خدا كنه امتحاناش هم به خوبي و خوشي تموم شه ! ديروز فهميدم استاده قشنگ منو يادش مونده كه باهاش دعوا كردم ، بد بخت شدم ! حالا منو ميندازه ! من مطمئنم !! يكي نيست بگه دختر تو كه انقدر ميترسي مگه مريضي با استاد بحث ميكني ؟!!!خيلي ميترسم باهام لج كنه ! واسه همين ديروز باهاش خيلي خوب حرف زدم ! اما ميدونم استاده عقده ايه و لج ميكنه و ...3. بارون و طوفان ديشب رو ديديد ؟ خيلي ترس انگيز ناك ! بود !! اولش كه رعد و برق و رگبار و ... بود ، بعد نصفه شب طوفان خفني شد كه من گفتم الان همه ميميريم !! ولي نمرديم !! 4. يه چيزي رو ميدونستي ؟ tu me manques فعلا همينا ديگه ! موفق باشيد فعلا بابايييي ![]() ![]() + نوشته شده در پنجشنبه 9 خرداد1387ساعت 13:34 به قلم .: *نگار* :.
|
¤.:`·.¸¸.· به چه قيمتي`·.¸¸.·´:.¤ فكر كنم اولين باره كه تو يه روز 2 بار آپ ميكنم ... اما واقعا طاقت نياوردم اينو همين الان ننويسم :
جديد ترين آهنگ رضا صادقيه ... واقعا قشنگه ... به چه قيمتي گذشتي از شب هاي خيس مهتاب چي گذاشتيم از منو تو ، به جز آرزوي بر باد به چه قيمتي غرورو سر راهمون كشيديم چرا لحظه هاي باهم بودنامونو نديدي خوب من ، ما هر دو باختيم توي اين بازي بيخود هر دوتامون كم گذاشتيم كه ترانه هامونم مرد چيزي از لحظه نمونده ،منو تو لحظه رو كشتيم حكم اعدام دلامون ، با غرورمون نوشتيم اگه دوسم نداري به روم نيار يه چيزي از غرورم واسم براز نذار تو فكر تنهايي گم بشم نذار حرف و حديث مردم بشم دلمو اينقده نشكن ، آخه اين دل عاشقت بود ول نكن اين قلب خونو ، آخه روزي لايقت بود دلمو اينقد نسوزون مگه چي مونده از اين دل رفتي و با بي وفاييت زدي مهر نفس باطل تو كه دوست نداشتي باشي چرا آتيشم كشيدي اون كه تو خود خواهيات مرد دل من بود ، تو نديدي از تو خونه ي وجودم به چه آسوني پريدي ريختن غرور اين مردو نديدي ، نشنيدي اگه دوسم نداري به روم نيار يه چيزي از غرورم واسم براز نذار تو فكر تنهايي گم بشم نذار حرف و حديث مردم بشم رضا صادقي - به چه قيمتي دانلود پ.ن : هميشه آهنگ هاي رضا صادقي يه حس خاصي بهم ميده ... پ.ن2 : هميشه و در هر شرايطي je t'aime + نوشته شده در سه شنبه 7 خرداد1387ساعت 21:31 به قلم .: *نگار* :.
|
¤.:`·.¸¸.·فارسي عمومي`·.¸¸.·´:.¤
سلام ...!
![]() ![]() 1. اول از امتحان فارسي عمومي بگم ) هنوز نيومده ، يكم گذشت صوفيا اومد پيشم و گفت فرانك ترسيد و نيومد ! (دوست صميميشه ! بشين پيش من كه تنها نباشيم ! يكم بعد سحرينا هم اومدن پيش ما !استاد اومد تو ، پسرا شروع كردن به مسخره بازي كه استاد خيلييييييي عقبيم ! درس بدين ! الان درس بدين ، تايستون ميايم امتحان ميديم ! و .... استاد هم يه لبخند زد و يه كتاب از يكي گرفت و گفت شما 4 تا (اشاره به رديف جلو) سؤال ميپرسم ، هر كي بلد بود دست بالا كنه اون وقت من تصميم ميگيرم كي جواب بده ! يه سوال پرسيد ! هيشكي بلد نبود ! يكي ديگه پرسيد نصفه نيمه جواب دادن ! و از هر كدوم يكي يه دونه "غلط ننوسيم" پرسيد و بيرونشون كرد ! (نمره هر كي رو ميداد ميگفت بره بيرون) خلاصه يه كم از وسط و يكم از آخر كلاس پرسيد تا كل كلاس خالي شد و مونديم ما 5 تا دختر و 5 تا پسر ! استاد گفت : اول شما شازده ها ! (اشاره به پسرا) اولين بار كي شعر حجم رو نوشت ؟ پسره : استاد ؟ نوك زبونمه ها ! كمال الملك ؟! كلاس و استاد : (آخه كمال الملك رو چه به شعر نو ؟!)بعد گفت اولين رمان فارسي چي بود ؟پسرا بلد نبودن ، گفت شما دخترا ؟! من گفتم استاد حالا نميشه فارسي نباشه ؟! دن كيشوت ! (آخه اولين رمان دن كيشوته بعد از هر كي يه "غلط ننويسيم" پرسيد ! من مال خودمو بلد بودم ) بعد يكي 2 تا سؤال ديگه پرسيد كه باز هيشكي بلد نبود ! آخه خيلي سخت ميپرسيد ! خلاصه فكر كنم همه 0 از 4 شديم !! اما اين استاد انقدر ماهه كه مطمئنم 4 نمره رو به همه ميده ، يه عالمه هم 20 داشت ! ولي كلي دپسرده شديم كه ديگه نميبينيمش !آخه ترم ديگه به احتمال زياد ما رو ميبرن زعفرانيه ! و از كجا معلوم اين استاد هم باهامون بياد اونجا ؟! به خاطر همين نميشه همينجوري برم سر كلاسش ! حيف ...2. "سمينار ايران باستان" هم رفتم 3. حسم بهم يه چيزايي ميگه ، اميدوارم درست نباشه ، چون tu es mon amour ميفهمي ؟ پس خواهش ميكنم درست نباشه 4. عمو سهيل ، خيلي خيلي ممنونم به خاطر اون كامنتاتون ، به توصيه شما هم عمل كردم و پاكشون كردم فعلا همينا ديگه ! موفق باشيد فعلا بابايييي ![]() ![]() + نوشته شده در سه شنبه 7 خرداد1387ساعت 18:3 به قلم .: *نگار* :.
|
¤.:`·.¸¸.· نميدونم!`·.¸¸.·´:.¤
سلام ...!
![]() ![]() 1. عادت كردم به هر روز نوشتن ! يه روز ننويسم انگار يه چيزي گم كردم ! يه جورايي هم مجبورم ، چون فقط اين كاره كه آرومم ميكنه ! فقط نوشتنه كه ميتونه حال و هوام رو عوض كنه ... 2. فارسي 108 صفحه اس ! 25 صفحه از اولاش و 20 صفحه از آخراش زدم و بقيه رو روخوني وار خوندم و خط خطي كردم (عادت دارم جزوه ها و كتابام رو موقع خوندن با خودكاراي رنگي خط خطي كنم و دور نكته ها خط بكشم و ... خلاصه جزوه هامو جينگيلي مستون ! كنم ! ) اين چيزايي كه خوندمم ياد نگرفتم ! انقدر زياد بود كه ...! بيچاره استاد هي از اول ترم ميگفت از الان بخونين ، ما گوش نميكرديم ...3. فردا باز همايشه ، استاد فارسي ميخواد راجع به آريايي ها و ... حرف بزنه ، اين دفعه رو ديگه فكر كنم بمونم ، آخه آخرين روزيه كه اين استاد رو ميبينم ، ديگه ميره اصفهان (خونه اش اصفهانه و به خاطر درس دادن به ما 3 روز تو هفته مياد تهران)4. نازنين و شيوا كنفرانس ميكروبيولوژي داشتن ،منم به عنوان تماشاچي (!!) رفتم سر كلاسشون ، وقتي ارائه دادن و كارشون تموم شد رفتيم ته كلاس نشستيم ، حرف ميزديم ، يه دختره ديگه داشت ارائه ميداد ، هم گروهيش به ما گفت ساكت باشين ديگه ! چقدر حرف ميزنين ، نازنين هم گفت حالا ما كه داشتيم كنسرت ميداديم اينا خودشون حرف ميزدنا !! من : نازنين ؟!!! كنسرت ؟!!!! 5. كلي عكس ميخوام بذارم اما حوصله ام نميگيره از موبايل بريزم رو كامي و آپلود كنم و ... ! باشه واسه دفعه بعد ! 6. گاهي وقت ها آدم مجبوره به بعضي چيزا عادت كنه ! چه دلش بخواد و چه دلش نخواد ! 7. ميگن فراموش كردن آدم ها خيلي سخته ... پس تو چه جوري انقدر راحت تونستي .... ؟!8. خودم ميدونم اين چند وقته خيلي زياد مينويسم و شماها وقت نميكنين هر بار به وبلاگم سر بزنين و يا كامنت بدين ، پس مطمئن باشيد اصلا ناراحت نميشم اگه واسه تمام پست هام كامنت ندين ... 9. خيلي حرف ها داشتم ، اما نميدونم چرا اينجا احساس امنيت و راحتي نميكنم ... نميتونم راحت حرف هامو بزنم و از ناراحتي هام بگم ...10. ميدونم اينجا رو نميخوني ، ميدونم ديگه نمياي ... اما من همچنان حرف هامو ميزنم ... همچنان شعر هايي كه وصف حالمه رو ميذارم ... من ........ بي خيال ...11. رفتي اما عاشق تو، تو رو از يادش نبرده شاخه هاي خشك اميد جون داره، هنوز نمرده چشم به راهت من تنها، شب و روز رو ميشمردم با اينكه تنهاي تنهام، تو رو از يادم نبردم ميدوني روزاي رفته، بي تو معنايي نداشته سرنوشت ما رو جداكرد، منو تنها جا گذاشته يادته هر روز غروبا تو چشام نگاه ميكردي اشك تو چشمام حلقه ميشد اما انگار ديگه سردي ديگه كم كم باورم شد كه بايد تنها بمونم گفتي كه فراموشم كن، نه نخواه، من نميتونم بعد تو روز و شب من ديگه معنايي نداره هر چه خوبيه تو دنيا، تو رو ياد من مياره ميدوني كه بي تو تنهام غروبا دلم ميگيره وقتي كه نيستي كنارم دلم از غصه ميميره ميدوني روزاي رفته، بي تو معنايي نداشته سرنوشت ما رو جداكرد، منو تنها جا گذاشته حسرت بودن با تو، توي قلب من ميمونه حال و روز دل من رو هيشكي جز تو نميدونه 12. فعلا همينا ديگه ! موفق باشيد فعلا بابايييي ![]() ![]()
+ نوشته شده در دوشنبه 6 خرداد1387ساعت 22:29 به قلم .: *نگار* :.
|
¤.:`·.¸¸.· بازي`·.¸¸.·´:.¤
سلام ...!
![]() ![]() دخي (كوچولوي صورتي) من رو به يه بازي دعوت كرده ما هم اطاعت امر ميكنيم و بازي ميكنيم ! چيزايي كه دوست دارم : 1. يه نفر رو خيلي دوست دارم ( )2. خانواده 3. دوستام 4. شكلات 5. لاك صورتي ! 6. باقالي پلو با گوشت (ترجيحا دست پخت خاله) 7. دامن هاي مهمونيم 8. ذرت چيچو (چيچو اسم مغازه اشه !) 9. صداي خنده هاش (عاشقشم )10. مرگ چيزايي كه دوست ندارم : 1. وقتي باهام قهر ميكنه 2. وقتي سرم داد ميزنه 3. گذشته 4. كابوس 5. چادر 6. حراست و گ ش ت ! 7. دختر هاي جلف ! 8. پسر هايي كه مو بلند ميكنن ! مش ميكنن ! ابرو برميدارن ! و كلا هر كار دخترونه اي ميكنن !!9. بي توجهي و بد قولي 10. زندگي كسايي كه دوس دارم تو بازي شركت كنن : 1. محدثه - 2. عمو سهيل - 3. سكوت - 4. نگار2 - 5. سحر (فانوسك خاموش) پ.ن1. واقعا اين جلسه آزمايشگاه ژنتيك مسخره بود !! مسخره ترين چيزي كه ممكن بود وجود داشته باشه !! چقدر ذوق و شوق داشتيم واسه امروز !! آخرش اومديم يا كلرفرم مگس ها رو بيهوش كرديم و گذاشتيم زير ميكروسكوپ ، بعد با خشونت تمام !! لام ها رو گرفتيم زير شير آب ! و بقيه مگس ها رو هم ريختيم دور !!پ.ن2 . اي خدا !! امروز باز حراست بهم گير داد !! دلم ميخواست خفش كنم !! ميگم من كه با شما صحبت كرده بودم !! ميگه كي ؟ من يادم نيست ! ميگم خب مانتوم چشه ؟ ميگه مدل داره ! اين حلقه هه نبايد ديده شه ! (يه بندي از يه سمت مانتوم رفته اون سمت و از توي يه حلقه رد شده ! حالا حلقه هه انقدر كوچولوئه كه اصلا معلوم نيست ! ) بعد شيوا گفت خب ما كه نميتونيم هر بار 30-40 تومن پول مانتو بديم و شما گير بدي كه ! زنه هم گفت تو موهاتو بكن تو ! نميخواد چيزي بگي !! پ.ن3. سه شنبه امتحان فارسي عمومي دارم ! 108 صفحه زياد و سخت !! كه فقط 2-3 صفحه اولش رو روخوني كردم !! چيكار كنم ؟ پ.ن4. دلم خيلي گرفته تو كه نيستي تا ببيني گريه هاي هر شب من ! خيلييييييييييييييييييييييييي ![]() پ.ن5. بي حضور عاشق تو چه عجيبه گريه كردن تو كه نيستي تا ببيني دل آسمون شكسته جاده تا صبح قيامت ، منو ايت پاهاي خسته با عبور هر ستاره روح سبز تورو ديدم زير قطره هاي بارون صداي پاتو شنيدم تو كه نيستي تا ببيني ..........
+ نوشته شده در یکشنبه 5 خرداد1387ساعت 18:31 به قلم .: *نگار* :.
|
¤.:`·.¸¸.· خيلي خستم`·.¸¸.·´:.¤
سلام ...!
![]() ![]() 1. اصلا و ابدا قصد آپ كردن نداشتم اما دلم خواست آپ كنم ! وقتي بي قرارم بايد يه جوري خودم رو سرگرم كنم ديگه ! شايد اينجوري به طور موقت بعضي چيز ها از يادم بره و ....2. امروز قرار بود ساعت 1 تا 4 عملي كامپيوتر و 4 تا 6 تئوري كامپيوتر داشته باشيم ! استادي كه تا ساعت 2 نصفه شب چت كنه ! (ديشب من آن بودم و ديدن چراغ استاد روشنه) معلومه كه دير مياد سر كلاس ديگه !! ساعت 2 استاد تشريف مباركش رو آورد ! بعد اينكه يكم چرت و پرت درس داد (ويندوز درس ميداد !!!! فك كن !!!!) گفت الان ساعت 4هستش ، بريد ساعت 4:10 بياين بالا واسه تئوري ! ما هم رفتيم اون ساختمون (دانشگاه ما دو تا ساختمون رو به روي هم داره ، كه يكيش سلف و ... داره) رفتيم سلف ، تا 4:15 مونديم اونجا ، بعد برگشتيم سر كلاس ، همچنان استاد تشريف نداشت و يه ربع بعد اومد !! (من موندم چه غلطي ميكنه اين !؟!!) سر كلاس يه دختره موبايلش زنگ خورد ! استاد يه ساعت دعواش كرد و گفت ميدونستين استاد حق داره به خاطر اين كار دانشجو رو اخراج كنه ؟!! بچه ها گفتن اگه موبايل استاد زنگ بخوره چي ؟! گفت مگه موبايل استاد چند بار قراره زنگ بخوره؟ فوقش يه بار تو طول ترم !! همون موقع موبايلش زنگ خورد ! تا قطع كرد دوباره زنگ خورد !! و همين حركت 6-5 بار تكرار شد !! بچه ها هم هي تيكه مينداختن !! آخرش هم استاد خيلي رك گفت همه تون رو ميندازم ! حالا ببينين !! و ما ميدونيم كه اين استاد خل و چل با كسي شوخي نداره !!!يكم برنامه نويسي درس داد ، الگوريتم و حلقه و ... كه خودشم نفهميد چي داره ميگه ! چه برسه به ماي بدبخت !! اگه كسي بلده خواهشن كم لطفي نكنه و يه توضيح كوچولو به من بده كه اينا اصلا چي هستن و به چه دردي ميخورن !!تازه استاد گرامي !! آخر ترم يادش افتاده كتاب و جزوه خارج از كلاس هم به ما بده ! 4 هزارتومن پياده شديم واسه اينا ! حالا پولش به جهنم ! معلوم نيست اين جزوه و كتاب چند صفحه هست ؟! اصلا ميتونيم بخونيم يا نه؟! و تازه معلوم نيست كي بهمون بده ! فعلا فقط پولاشو گرفته !!ديگه همين ديگه !! 3. فردا قراره با مگس ها كار كنيم ، حتما يه پست راجع بهش ميذارم و ميگم چيكار كرديم 4. ديروز چشمم خورد به يه وبلاگي ، كه وبلاگ ها و سايت هاي خوب رو تو وبلاگش معرفي ميكنه و راجع به بعضي پست ها نظر ميده و ازشون تعريف ميكنه ، ديدم از يكي از پست هاي وبلاگ منم تعريف كرده 5. آهنگ جديد محسن يا حقي به اسم "دوست دارم" رو ديروز دانلود كردم ، آلبوم گله رو قبلا دانلود كرده بودم و خيلي آهنگاش رو دوست داشتم ، اين آهنگش رو هم دوست دارم با من باشي دوست دارم تنها باشي دوست دارم اگه بري يه جاي دور هر جا باشي دوست دارم دوست دارم ديوونه وار خوب ميدوني تنهام نذار گفته بودي مال مني چي شد پس اون قول و قرار دوست دارم ، تنهام نذار رنگ چشماتو دوست دارم درد دلاتو دوست دارم اگه ازم خسته ميشي خستگيات رو دوست دارم بچگيات رو دوست دارم سادگيات رو دوست دارم وقتي پر از درد و غمم خنديدناتو دوست دارم خونه پر از هواي تو خالي فقط صداي تو تنها نفس مونده برام مونده فقط براي تو هر چي دارم فداي تو با تو بهارو دوست دارم لطف خدا رو دوست دارم اگه بگي دوسم داري اين روزگارو دوست دارم با تو گلا رو دوست دارم روز و شبا رو دوست دارم دلهره ي ديدن تو قول و قرارو دوست دارم رنگ چشماتو دوست دارم درد دلاتو دوست دارم اگه ازم خسته ميشي خستگيات رو دوست دارم بچگيات رو دوست دارم سادگيات رو دوست دارم وقتي پر از درد و غمم خنديدناتو دوست دارم دانلود : دوست دارم 6. مطمئن باش كه je ne peux pas t'oublier 7. جمله هاي آلماني كه ميذارم مخاطب خاص دارن ، لطفا معنيش رو سوال نكنيد ! 8. مامان ميگه تو چرا انقدر بي اشتها شدي دوباره ؟ چرا اينطوري شدي ؟ و من هيچ چيزي جز سكوت نداشتم كه بگم 9. خيلي خستم ، بعدا ميام اسمايل ميذارم گياه هم نخوندم ! تحقيقم هم هنوز آماده نكردم فعلا باباييييي + نوشته شده در شنبه 4 خرداد1387ساعت 21:39 به قلم .: *نگار* :.
|
¤.:`·.¸¸.· دلم گرفته`·.¸¸.·´:.¤
گلي كه دست تو چيده پيش رومه
هنوزم بادبادكامون لب بومه صداي پات مياد از اون سر دالون ميگي خوبي چي چيه؟ وفا كدومه؟ بين ما هرچي بوده تموم شده عشق اين دوره چه بي دووم شده دست سردت ميگه اون روزا گذشته ديگه عشق و عاشقي از ما گذشته ميگم آروم بشه دل تنها بمونه ميدونم دوره ي اين حرف ها گذشته بين ما هرچي بوده تموم شده عشق اين دوره چه بي دووم شده دلم اندازه ي اين ابرا گرفته عشق تو خنده از اين لب ها گرفته چي بگم هر چي بگم فايده نداره غم عالم توي قلبم جا گرفته بين ما هرچي بوده تموم شده عشق اين دوره چه بي دووم شده كسي كه زندگيشو باخته تو نيستي اون كه با رنگ و ريا ساخته تو نيستي اون منم تنها ترين تنهاي دنيا اون كه خوب و بدو نشناخته تو نيستي بين ما هرچي بوده تموم شده عشق اين دوره چه بي دووم شده <<گوگوش>> * حوصله ي هيچ وبلاگي رو ندارم ... * باور كن ohne dich kann ich nicht lebe ... بعد نوشت : فال حافظ گرفتم ، ايني كه ميبينيد درومد : ![]() صبر ميكنم ... + نوشته شده در جمعه 3 خرداد1387ساعت 14:55 به قلم .: *نگار* :.
|
¤.:`·.¸¸.· Ohne dich kann ich nicht lebe`·.¸¸.·´:.¤
سلام ...!
1. صبح خاله ام اومده بود خونه مون ، cd عكس هاي مهموني چند وقت پيش رو آورده بود ، بعد رفتيم تو اي-ميلش و عكس هايي كه دوستاي مامانم و خاله ام از خارج فرستاده بودن رو ديديم ، هر وقت اين عكس ها رو ميبينم دلم خارج ميخواد ! باز هوايي ميشم و ... حيف كه مامانم دوس نداره از ايران بره ... ميدونم بدون مامانم يه هفته هم دووم نميارم ! وگرنه از خدام بود برم ...تمام دوستاي مامانم و خاله ام رفتن خارج از كشور ... خاله ام هم اوايل ازدواجش چند وقتي خارج بود اما طاقت نياورد و برگشت ايران ... نميدونم چرا هر كي ايرانه دوس داره از ايران بره و هر كس از ايران رفته دلش واسه ايران پر ميزنه ! بي خيال ! ما كه حالا حالا ها دستمون به خارج نميرسه ! پس فعلا حرفش رو نزنيم بهتره ...يكي از همين دوستاي مامانمينا يه دختر داره ، خيلي با نمك و خوشگله ، از اين تيپ قيافه ها خيلي خوشم مياد ...2. cd عكسي كه خاله آورده بود با يه cd آهنگ تو يه جعبه بود ، آهنگاش رو ريختم تو كامپيوتر كه بعدا ببينم چي بود ! يكي از آهنگاش اين بود : اي كه دلم برات تنگه خنده ات برام آهنگه افسوس دلت از سنگه تو چشمات پر نيرنگه اشكم مثل بارونه غم برام فراوونه سكوت من يه فرياده فريادي كه در باده تو يه كوهي و من دره تو دنيايي و من ذره نگاه كن تو چشم خستم تو يه گرگي و من بره من تو خواب و تو رويا دنبال تو گشتم دستاتو گرفتم ، از سراب گذشتم صداش شبيه شهرام شب پره بود اما فكر نكنم خودش باشه ! به هر حال از آهنگه خوشم اومد ، به غير از اون جاهايي كه روش خط كشيدم بقيه متنش رو دوس دارم ...3. كسي ميدونه چطور ميشه آهنگ گذاشت تو متن پست ؟! خيلي دوس دارم اينو ياد بگيرم ! 4. اصلا حوصله آپ كردن اينجا رو نداشتم ، اما چون تعداد كامنت هام زياد شده بود آپ كردم ... 5. ohne dich kann ich nicht lebe ميفهمي ؟ 6. يكي برام اين كامنت رو گذاشته ، با نام مدريت وبلاگ : با عرض سلام به همه کاربران بلاگفا وبلاگفا قصد دارد وبلاگ های که مورد استفاده نیست رو حذف کنه اگه میخواد وبلاگ شما حذف نشه به این سایت برید وفرم پرکنید http://www.emailmeform.com/contact_webmaster_fid-89519.html"%20target="_new اگه براتون همچين كامنتي گذاشتن يمو فرمو پر نكنيدااااااااا ، پسوردتون رو ميزنن ! حواستون باشه ! هر صفحه اي خارج از بلاگفا ازتون پسورد خواست به هيچ وجه اطمينان نكنيد ! باي + نوشته شده در پنجشنبه 2 خرداد1387ساعت 20:21 به قلم .: *نگار* :.
|
¤.:`·.¸¸.· بازگشت به قالب خودم`·.¸¸.·´:.¤
سلام
1. نتونستم طاقت بيارم ، با اين فاناي جديد غريبي ميكردم ، هنوز يه روز نگذشته دلم واسه فاناي خودم تنگ شد ، باغ سبز و خوشگل خودم ، خونه ي سبزي كه هميشه در برابر غر غر هاي بقيه بابت حجم زيادش ناراحت ميشدم ، خب مگه ماشه باغ كوچولو و كم حجم باشه؟ نميشه ديگه ! اما چه خوب و چه بد من برگشتم به همون باغ خودم ... 2. امروز فقط واسه انديشه مجبور بودم برم دانشگاه ! (رياضي تشكيل نميشد) نميدونم چرا از صبح انقدر سرم گيج ميرفت ، البته شايد دليلش اينه كه تقريبا 1 هفته اس غذا نميخورم ! ميل به هيچي ندارم ! استاده يه بار قبلنا ازم پرسيده بود 2.75 (از4) شده بودم ، 3 بار هم حديث نوشتم پاي تخته (هر حديث 0.25 داره ، و هر جلسه فقط ميشه 1 حديث نوشت) و جلسه ديگه هم آخرين جلسه اس ! يعني آخرش 3.75 ميشم ! گفتم استاد نميشه هفته ديگه 2 تا حديث بيارم ؟ گفت حالا تو امتحانتو 16 بشو من 4 نمره ات رو ميدم ! من انديشه نمره كامل بگيرم ؟!!!!! استاد جوك ميگه !! همين كه بتونم پاس شم خودش كليه !! 3. داشتم برميگشتم خونه ، پسر بچه هاي دبستاني تعطيل شده بودن و سرويس هاشون جلو مدرسه بود (هم ميني بوس و هم سواري) يهو يه جقله اومد بيرون و گفت : آقاي ...... ميشه ماشين رو روشن كنيم و نوار بذاريم ؟! فسقلي ! آقاهه هم گفت نه ! بيچاره ! زد تو ذوق بچه ! 4. فعلا همين ، اين پست رو فقط واسه برگشتن به قالب اصليم زدم (همراه با گذاشتن قالب دوباره نقاب شادي خودمم زدم ! البته مثل اينكه نقابش خرابه و از اطرافش غم و غصه درز ميكنه !) موفق باشيد فعلا باي + نوشته شده در چهارشنبه 1 خرداد1387ساعت 13:23 به قلم .: *نگار* :.
|
[ صفحه نخست | نوشته هاي قديمي ] |
امكانات
پروفايل منمعرفي نامه
سلام...!
من نگارم ، متولد 16مرداد خوش اومدي وقتي كوچولو بودم
همسايه ها
پشتيباني وبلاگ
POWERED BY
BLOGFA.COM |