|
|
|
|
اعصاب داغون من !!! سلام ...!
باز من اومدم با يه عالمه غرغر !!! آخه اين چه وضعشه ؟! والا كلاس اولي ها رو هم اينطوري گروه بندي نميكنن كه ما رو تو دانشگاه اينطور گروه بندي كردن !!! استاد از روي ليست ، به ترتيب الفبا ، 3نفر ، 3 نفر گروه بندي كرد واسه تحقيق ! هر چي من رفتم بهش گفتم من آبم با اين افراد تو يه جوب نميره ! منو بذار تو گروه شيوا و نازنين گوش نداد كه نداد ! (طبق معمول شيوا و نازنين با هم افتادن چون فاميلي هاشون پشت سر همه ! من بيچاره هم با 2 تا آدم مزخرف افتادم !) يكي از همگروهي هام كه خيلي بي خياله ! ميگه از كار گروهي هم بدم مياد پس بي خيال من ... اون يكي هم فوق العاده خرخونه و بدون اينكه حرفي به من بزنه رفته يه تحقيق انجام داده و پاورپوينت كرده و داده استاد ! (به اسم خودش!) حالا من موندم اين وسط چه خاكي به سرم بريزم ! شنبه هم خير سرمون ارائه داريم !!!!!!!!!!! من نميدونم از اين گروه مسخره كي ميخواد بره ارائه بده ؟! تازه موضوع تحقيقمون يه چيزيه كه مطلب فارسي ازش پيدا نميشه و بايد انگليسي سرچ كنيم ! (موضوع هم استاد انتخاب كرده !) منم كه انگليسيم توووووووووووووپپپپپپپپپپپپپ !!!!! قشنگ ميفهمم چي سرچ ميكنم !!!!!! تازه 3شنبه هم كه يه عالمه برف اومد و سرماخوردگيم بدتر شد ! ديروز كه كامل خواب بودم ، امروزم حالم خوب نيست ! اعصابمم بهم ريخته ! با بدبختي يه تحقيق پيدا كردم كه به نظرم خيلي خوب بود ولي سايته نميذاشت دانلود كنم ! كپي هم كه ميخواستم بكنم فقط متن كپي ميشد و فرمولا و جدولا كپي نميشد ! منم بلد نبودم چيكار كنم ؟! اعصابم بيشتر بهم ريخت ! الان انقدر عصبيم كه دلم ميخواد جيغ بزنم !!!!!!! از اينور هم يكي از لاكپشت هام اعتصاب غذا كرده ! هر چي غذا ميريزم براشون كوچيكه بدو بدو مياد ميخوره و بزرگه اصلا تكون نميخوره ! غذا جلوي دهنش ميذارم هم دهنشو باز نميكنه و كوچيكه مياد بزرگه رو ميزنه كنار و خودش ميخوره ! بزرگه هم ميره تو لاكش قايم ميشه ! نميدونم چشه كه انقدر خودشو لوس كرده ؟! تازههههههههههههههههه بابيلونم خراب شده !!!!!!! اين تحقيق انگليسي رو من با چي ترجمه كنم آخه ؟؟؟؟؟؟ بابيلونم چه مرگش شده ؟!!!!!! اي خدااااااا !! هر چي سنگه واسه پاي لنگه !! از آسمون و زمين داره واسم ميباره ! پ.ن ها : 1. امسالم مثل هر سال طرح يلدا با حافظ تو وبلاگ عمو سهيل اجرا ميشه ، براي آشنايي با اين طرح به وبلاگ ايشون مراجعه كنيد 2. مهسا اون چيزي كه خواسته بودي رو تو پست بعدي ميذارم ، الان انقدر اعصابم خورده كه ....... + نوشته شده در پنجشنبه 28 آذر1387ساعت 10:53 به قلم .: *نگار* :.
|
... سلام ...!
![]() ![]() 1. امروز رفتم آرايشگاه كلي جينگيلي مستون كردم واسه 5شنبه ... بعد چند ساعت پيش فهميدم برنامه 5شنبه بهم خورده ... انقذه دپ شدم .... 2. ديروز يكي از دوستان واسم لينك آهنگ هاي فيلم محبوبم رو پيدا كرد ، ولي هر كاري ميكردم سايت رپيدشير واسم باز نميشد !!! به دوستم گفتم ببينه واسه اون باز ميشه يا نه ؟ گفت با فيل*تر شك*ن باز ميشه ! منم امتحان كردم ديدم راست ميگه ! فقط با فيل*تر شك*ن باز ميشه ! ولي دانلود نميشه ! خلاصه كلي دپ شده بودم تا امروز كه از دانشگاه اومدم باز امتحان كردم ديدم باز شد و دانلود هم شد ... كلي ذوقيدم ... الانم دارم اون آهنگ ها رو گوش ميدم ... آهنگاش رو گوش ميدم گريه ام ميگيره ... همش قيافه موهيوك و ايان چاي مياد تو ذهنم و ........3. راستي ، از دوستي كه اين آهنگا رو واسم پيدا كرد هم خيلي خيلي خيلي ممنونم ... 4. اين آهنگه رو از همه بيشتر دوس دارم ، آپلودش كردم كه اگه خواستين دانلود كنين (آخه اون لينكي كه بهم دادن لينك آلبوم كاملش بود )لينك دانلود 5. خيلي دپم ... هم به خاطر مورد اولي ! هم به خاطر فيلم غم انگيز ناكم كه ديشب 3 قسمت آخرش رو ديدم و كلي گريه كردم ، هم به خاطر يه موضوع ديگه .... كلا دپم ...6. سرماخوردگيم بهتر شده ولي هنوز خوب نشدم ، خوشبختانه من اين ويروس جديده كه تب شديد و ... داره رو نگرفته بودم وگررنه حالا حالا ها خوب نميشدم ... آخه من خيلي بدمريضم ...7. راستيييييييييييييييييييييييييي تو چند تا پست ميخوام عكس بچه هاي جديدمو نشونتون بدم يادم ميره ! ببينينشون ، بزرگه دستشو انداخته گردن كوچيكه ! لينك عكس 8. من برم يه فكري به حال شام كنم كه خيلي گشنمه و شامم نداريم موفق باشيد فعلا بابايييي + نوشته شده در دوشنبه 25 آذر1387ساعت 19:51 به قلم .: *نگار* :.
|
سلام ...!
![]() ![]() 1. شديدا سرما خوردم ، حالم خيلي بده ... حالا چه وقت سرما خوردن بود آخه ؟!!!!!2. يه سريال كره اي از نت خريدم به اسم : I am sorry , I love you انقذه قشنگههههههههههههههه ، كلا 16 قسمت تو 4 تا دي وي ديه ، تا الان 13 قسمتش رو ديديم (منو مامانم ) حالا رسيديم به جاهاي گريه دارش ، واييييييييي اگه مو هيوك بميره ................3. هيچ گونه بي احترامي به سريال هاي كره اي تو كامنتا نبينمااااااااا ، يه قسمتش رو ببينين عاشقش ميشين 4. آهنگ اين سرياله عششششششششششششقه ، خيلي تو نت دنبالش گشتم ولي پيدا نكردم ، كسي ميدونه واسه پيدا كردن آهنگ متن يه فيلم يا سريال چي بايد سرچ كنم ؟!5. با شيوا يه سري معاملات انجام داديم و 2 تا از تحقيقامون تموم شد ! يكيشو من گشتم 2 تا تحقيق آماده پيدا كردم و فقط فهرست و صفحه اول براشون درست كردم و شيوا پرينت گرفت (واسه نازنينم درست كرديم ، خودش مسافرته ) ... اون يكي هم شيوا تايپ كرد و من بقيه كاراش رو كردم .... خلاصه اگه خدا بخواد كم كم داره تحقيقا تموم ميشه !!6. ورقه هاي بيولوژي رو داد ! استاد خيلي خوب صحيح كرده بود و خوب نمره داده بود ! طوري كه موقع حضور غياب به من گفت تو خيلي خوب دادي !!! من كه اين همه غلط داشتم نسبتا خوب شدم ! خداكنه واسه ترم هم همينجوري نمره بده ...7. هي از تو اسپيكرم صداهاي عجيب غريب مياد ! انگار يكي ميخواد زنگ بزنه يا اس ام اس بده ! ولي خبري از زنگ و اس ام اس نيست ! 8. فعلا همينا ديگه ! من برم كه حالم اصلا خوب نيست ! موفق باشيد فعلا بابايييي + نوشته شده در یکشنبه 24 آذر1387ساعت 19:33 به قلم .: *نگار* :.
|
شانس كيلو چنده ؟! سلام ...!
![]() ![]() صبح قرار بود همه بريم خونهي باباحميدم كه گوسفند بكشه ... ظهر كه شد دخترخاله هام گفتن بريم خونه ... منم ديدم اينا برن حوصله ام سر ميره ، گفتم منم ببرين بذارين خونه مون ... خلاصه ما حاضر شديم و 3تايي رفتيم ، بقيه موندن ...بعد از ظهر مامانمينا اومدن ، مامانم گفت : نموندي اونجا ، 50 هزار تومن از دستت رفت ! گفتم : چرا ؟؟؟؟؟؟ گفت : باباحميد به آرش و تبسم (دخترخاله كوچيكم ) نفري 50 هزارتومن عيدي داد !!! گفتم : دروغ ميگي ؟؟؟؟؟!!!!! بعد همون موقع آرش اومد و ديدم تراول دستشه ...گفتم : پس من چي ؟؟؟ گفت : باباحميد گفت هر كي نموند از دستش رفت ...حيف شد ...الكي الكي 50 هزار تومن از دستم رفت ! اگه ميدونستم باباحميدم قصد داره عيدي بده ميموندم خب ! هي روزگار ...
+ نوشته شده در سه شنبه 19 آذر1387ساعت 21:48 به قلم .: *نگار* :.
|
سلام ...!
![]() ![]() صبح تا وارد دانشگاه شدم رفتم تو سلف ، ديدم همه ي بچه ها كتاب پستانداران دستشونه و با قيافه ي گرفته مشغول درس خوندنن ، رفتم پيش شيوا ، ديدم يه ترم بالايي داره حسابي روحيه ميده !!!!! هي ميگفت واي خيلي سخته ، همش از فلان چيزا (چيزايي كه ما نخونده بوديم !) سوال ميده ! سوالاي ريز در مياره و ....... خلاصه با شنيدن صحبت هاي اين دختره هر چي بلد بوديم هم از سرمون پريد ! كم كم بقيه بچه ها اومدن و قرار شد بريم به استاد بگيم امتحان نگيره ! استاد از هفته ي پيش گفته بود بريد تو سالن اجتماعات و با فاصله بشينيد ! ما هم قرار گذاشتيم بريم تو كلاس و صداي امتحان رو درنياريم ! رفتيم تو كلاس و استاد اومد گفت پاشيد برين تو سالن اجتماعات ! هر چي بچه ها باهاش صحبت كردن قبول نكرد كه نكرد !! و ماها دست از پا دراز تر رفتيم تو سالن اجتماعات ! اونجا هم 1 ساعت جاي بچه ها رو عوض ميكرد كه مثلا تقلب نكنن ! انقدر از هم فاصله داشتيم كه عمرا نميتونستيم تقلب كنيم ! اولين سوال دقيقا از همون قسمتي بود كه من نخونده بودم ! بقيه سوال ها هم خيلي بد بودن ! اول اونايي كه بلد بودم رو جواب دادم ، بعد برگشتم سر بقيه ، سوال اول نوشته بود كشور هاي ابرقاره ي گندوانا را نام ببريد ! منم پيش خودم فكر كردم آمريكا كه حتما هست ! حالا شمالي و جنوبيش رو نمينويسم ! بعد همينجوري عشقي استراليا رو هم نوشتم ! بعدم يه كم 10 - 20 - 30 - 40 كردم و آفريقا رو هم نوشتم ! جالب اينجاس كه جواب اين سوالم دقيقا درست بود ! 3تاش درست بود !! يه سوال رو هم كلا اشتباه نوشتم ! هر كي ميفهميد چي نوشتم تا 1 ساعت بهم ميخنديد ! 2 تا نصفه سوال ديگه رو هم اشتباه نوشتم ! تازه بچه ي تشي رو هم 3 روز اضافه تو شيكم مامانش نگه داشتم ! (سوال اومده بود دوره ي آبستني تشي چند روز است ؟ ميشد 112 ، من نوشتم 115 !) خلاصه اينكه امتحان فوق مزخرفي داديم و خدا ترم رو به خير بگذرونه !!!پ.ن: سرم خيلي درد ميكنه ، ظهر خوابيده بودم با صداي موبايل بيدار شدم ديگه خوابم نبرد ! سردرد گرفتم !پ.ن2: بايد برم شام درست كنم پ.ن3: محض رضاي خدا يكي بياد منو مجبور كنه اين تحقيق هامو تموم كنم !!!
+ نوشته شده در یکشنبه 17 آذر1387ساعت 17:3 به قلم .: *نگار* :.
|
من و بيولوژي حيوانات شكاري ! سلام ...!
1. واه واه واه ! اين بيولوژي ديگه چه درسي بود ما برداشتيم ؟! بايد بشينيم حفظ كنيم هر كدوم از اين حيوون ها ي لامصب !! جز چه راسته و خانواده اي هستن و چي ميخورن و كي مياد اينا رو ميخوره و عاداتشون چيه و كجا زندگي ميكنن و پراكندگيشون كجاس ! چند تا دندون دارن ؟! و چند تا بچه به دنيا ميارن و بچه هاشون موقع تولد چه شكلي هستن و چند روز شير ميخورن و چند روز بعد چشماشون رو باز ميكنن و چند روز دنبال مامانشون راه ميفتن و چند سال عمر ميكنن ؟!!! (فعلا 250 صفحه اس ! 150 صفحه ديگه هم مونده كه تا آخر ترم درس ميده !)تازه بايد اسامي علميشونم بلد باشيم !!! استادمون لطف كرده و اندازه ي طول سر و تنه و طول دم و طول گوش و .... اينا رو حذف كرده !!! پراكنش جهاني رو هم حذف كرده ولي پراكندگي تو ايران و زيستگاه هاشون واقعا سخته !!! من خودمو بكشم هم حفظ نميشم ! خلاصه اينكه پدرمون درومده ! فردا هم قرار شد نريم دانشگاه و بشينيم درس بخونيم ! 2. الان مهمون اومده برامون ، منم كه با سر و صدا نميتونم درس بخونم ، اومدم آپ كنم تا برن ! 3. ديشب خواستيم بريم سينما ! رفتيم بليط گيرمون نيومد و برگشتيم خونه ! يه فيلم گذاشتم ببينم ، 2ساعت و 32 دقيقه اش رو ديديم بعد ارور داد ! 15 مين آخر دي وي دي خراب بود و هر كاري كردم نشون نداد ! خلاصه اينكه حسابي مونديم تو خماري ! حالا كسي ميدونه آخر فيلم never say goodbye چي ميشه ؟!4. از بس بازي كردم شدم مدير بخش بازي اون فرومه ! 5. دو روزه اس ام اس هام به ايرانسل نميرسه !(من 912 دارم) ديوونه شدم ديگه ! اه اه ! اين ايرانسل چي بود ديگه همه رفتن خريدن ؟! 6. دلم لازانيا ميخواد !7. چرا اين مهمونا نميرن ؟! 8. چرا هر كي ميخواد هر چي بگه اولش ميگه ايشالا عروسي نگار جون ؟! بابا چرا همه منو نفرين ميكنن ؟!9. حوصله ام سر رفته ... دلم يه سرگرمي خوب ميخواد ! خيلي دپ شدم ...10. من برم يه كاري كنم كه حالم يه كم بهتر شه ...موفق باشيد فعلا بابايييي
+ نوشته شده در جمعه 15 آذر1387ساعت 19:8 به قلم .: *نگار* :.
|
... سلام ...!
![]() ![]() 1. امشب "مري" ، همون دختر مو فرفريه كه همش گريه ميكرد حذف شد ! دلم ميخواست تا آخرش بمونه هي گريه كنه ! آخه خيلي از دستش ميخنديدم ولي حذف شد ديگه ! 2. وسط اين مسابقه يه مسابقه ي ديگه رو تبليغ كرد ! اين بار يه دختر خوشگله كه 16 تا مرد براي رسيدن بهش با هم مسابقه ميدن !اونم چه مردايي ! خپل و چاق و كوتوله و زشت و ....... به نظر مياد اين مسابقه از بالايي خنده دار تر باشه !3. يه نفر اومد بيشتر ركوردامو زد ! منم زياد وقت ندارم بشينم بازي كنم ! اين بار ديگه جدي جدي بايد تحقيق هامو تموم كنم ! 4. هفته ي ديگه امتحان ميان ترم بيولوژي دارم ! تا حالا هيچ درسيم ميان ترم نداشته ! اولين باره كه ميخوام امتحان ميان ترم بدم ! هيچي بلد نيستم 5. تمام اسامي علمي درختان رو از تو جزوه ام در آوردم و تو يه دفتر چه ي كوچيك نوشتم و دفتر چه رو پر پر كردم ، شد يه عالمه كاغذ كوچيك كه جلوش اسم فارسيه و پشتش اسم علمي ! گذاشتمش تو كيفم كه مثلا وقتي تو ترافيك گير ميكنم بشينم بخونم ! ولي نميدونم چرا تا ميرسم خونه يادم ميفته اينا تو كيفم بودن ؟! 6. گاهي دلم ميخواد بعضي ها رو خفه كنم ! سر كلاس به استاد ميگيم استاد چند جلسه ديگه بايد بيايم ؟! ميگه تا آخرين روز ! منم بخوام زودتر تموم كنم دانشگاه اجازه نميده ! گفتم استاد به دانشگاه ربطي نداره كه ! نظر استاد مهمه ! مثلا درس درختان ما تموم شد ! فقط 8 جلسه اومديم ... استاد داشت نرم ميشد ... گفت جدي ؟ استادتون كيه و ... يهو يه دختر خودشيرين !!! برگشت گفت خب درس درختان 1 واحد نظري داره و يه واحد عملي ! ولي آمار 3واحديه ! خب معلومه كه درس 1 واحدي بايد زودتر از درس 3 واحدي تموم شه ! استادم گفت راست ميگه و گفت تا آخرش بايد بياين !!!دختره ي احمق ! انگار من نميدونم هر درسي چند واحديه و چه جوريه ....7. من برم لالا كه فردا 5:30 بايد بيدار شم پ.ن : يه نفر كامنتاي بدي برام ميذاره ... واسه همين تا اطلاع ثانوي كامنتام رو تاييدي ميكنم ...موفق باشيد فعلا باباييييي
+ نوشته شده در دوشنبه 11 آذر1387ساعت 23:1 به قلم .: *نگار* :.
|
بازي آنلاين
سلام ...!
![]() ![]() چند روز پيش ديدم فروم يكي از آشناها بازي آنلاين گذاشته ، منم فوري عضو شدم و رفتم تو قسمت بازي ، ادمينش هم واسم پارتي بازي كرد و بخش بازي رو برام فعال كرد (گفت به كسي نگم ، منم نگفتم ديگه !) خلاصه از اون روز هي بازي كردم تا رتبه ي اولي اكثر بازي ها رو مال خودم كردم ، آي حال ميدههههههههه ، تا يه بازي جديد اضافه ميشه ميدوم و بالاترين ركورد رو واسه خودم ثبت ميكنم فعلا 17 تا بازي داره كه تو 10 تاش من رتبه اولم ! هم شاه بازي ها شدم و هم سرگروه ِ سرگروه ها ...خلاصه كار و زندگيم رو ول كردم و صبح تا شب تو اين فرومم ، تا يكي ركوردمو ميشكونه فوري ميرم دوباره بازي ميكنم و خودم رو برميگردونم به رتبه ي 1 ...پ.ن : علاوه بر بازي ، شديدا گير دادم به فيلم هندي ! چند تا فيلم هندي ديدم اين چند روز ، يكيش فيلم فنا (fanaa) بود ، بار ها شده بود بعضي ها اومده بودن وبلاگم و گفته بودن ايول ! منم فيلم فنا رو ديدم ! خيلي قشنگه ! واسه اين اسم وبلاگت رو گذاشتي فنا ؟!!! ولي من تازه ديروز اين فيلم رو واسه بار اول ديدم ، اين فيلم هم فنا (fanaa) هستش و وبلاگ من فانا (fanna) پس هيچ ربطي به هم ندارن !پ.ن2: چند وقته فرصت نشده واسه وبلاگا كامنت بذارم ، ببخشيد ديگه ! رقابت حساسه (سر بازي ها ) فرصت نميشه ...
+ نوشته شده در پنجشنبه 7 آذر1387ساعت 16:19 به قلم .: *نگار* :.
|
حراست جديد !
سلام ...!
![]() ![]() يكشنبه صبح بازديد داشتيم ، منم با اينكه روز قبلش حراست كارتمو گرفته بود و به پالتوم گير داده بود باز پررو پررو همون پالتو رو پوشيدم رفتم دانشگاه ! خدا رو شكر حراست منو نديد و به سلامت رفتم بازديد و برگشتني هم وسط راه پياده شدم و برنگشتم دانشگاه ...واسه بازديد بردنمون باغ ملي گياه شناسي تو اتوبان كرج ، يه جاي فوق العاده قشنگ و رويايي بود ، مخصوصا تو فصل پاييز كه محشر شده بود ، فقط حيف كه نميذارن هر كسي بره اونجا ، وگرنه بازم ميرفتم ... (يه سري عكس گرفتم منتها چون بارون ميومد فكر نكنم كيفيتش خوب شده باشه ، هنوز رو موبايلمه ، اگه خوب شده بود تو پست بعدي ميذارم ...)ديروز واسه اينكه برم به حراست بگم اسممو خط بزنه مانتو مشكي بلند (تا زانو) پوشيدم ، تا خواستم از در دانشگاه وارد شم حراست ظاهر شد و گفت : خانومم اين چه مانتوييه پوشيدي ؟؟؟ گفتم چشه ؟ گفت مدل داره ! بايد مانتو ساده بپوشين ! گفتم خب مدلش چشه ؟تازه من اينو پوشيدم اومدم اسممو خط بزني !!! به اينم گير ميدي ؟؟؟؟؟ گفت ببينم زيرش باز نيست ؟ گفتم نه ! گفت آها ! فكر كردم از اون مدل چپ و راستياس كه زيرش همينجوري بازه ! گفتم حالا كه واسه من بستس ! اسممو خط ميزني ؟ گفت اسمت چيه ؟ بيا ببينم ؟ خلاصه اسممو گفتم و جلوش نوشت برطرف شد ! بعد به شوخي گفتم حالا اين اسما رو كه مينويسين چيكار ميكنين ؟ از نمره انضباطشون كم ميكنين ؟ گفت اگه 2 بار بشه كميته انضباطي تشكيل ميديم ! اگه تكرار نشه كه هيچي ...رفتم تو دانشگاه ، ديدم يه جا چند تا دختر جمع شدن ، يهو دوستم اومد گفت : ديدي اين حراست جديده رو ؟؟؟ گفتم بلللللله ! روز اول كه اومده بود چشمم به جمالش روشن شد ! گفت اون دخترا رو ببين ! حراست اشكشو دراورد ! از صبح گريه ي 3 نفر رو دراورده ! تازه مامان يكيشونم كشونده دانشگاه !!! گفتم مگه مهد كودكه كه مامانشو گفته بياد !!! گفت زنيكه روانيه بابا !!! امروزم از صبح ميديديم حراست ميومد دخترا رو جمع ميكرد ميبرد !!! من كه ديگه از ترسم با پالتوي عزيزم خداحافظي كردم و فعلا فقط مانتو و كاپشن ميپوشم ...ظهر هم تو حياط دانشگاه نشسته بوديم يهو لكسس اومد تو حياط (يكي از پرسنل دانشگاه {هنوز نميدونم كي ؟! شايد رئيس} lexus داره !) و رو صندلي بغل راننده يه پسره نشسته بود ، يهو پسرا گفتن بچه ها يوزارسيف اومد !!! بعد از اين حرف نميدونين چه ولوله اي به پا شد ! همه دخترا ريختن تو حياط كه جناب تحفه !!! رو ببينن ، پسره هم از ماشين پياده شد و رفت تو ساختمون ، تو اين فاصله هم پسراي دانشگاه تا تونستن بهش تيكه انداختن ! حراست هم اين وسط از آب گل آلود ماهي ميگرفت و دخترا رو جمع ميكرد ميبرد !!!((بعضي ها پرسيده بودن ماشين يوزارسيف چيه ؟ ماشينش 206 خاكستريه)) پ.ن : اين مسابقه هه رو ميبينين ؟دوشنبه ها كانال gem tv ساعت 9 شب ، يه سري زن 20 ساله و يه سري زن 40 ساله با هم مسابقه ميدن ، برنده شون قراره با ستاره ي تنيس !!! عروسي كنه ! تو اين قسمت "تسا" حذف شد ! خيلي حيف شد ! به نظرم تسا از همه شون خوشگل تر بود ، ولي در عوض از حذف شدن "كِلي" بي نهايت خوشحال شدم ولي از همه باحال ترشون اون دختره اس كه هي گريه ميكنه !!! تا تقي به توقي ميخوره ميزنه زير گريه ! ديشب يه جا داشت ميخنديد ، دختر خالم گفت چه عجب !!! بالاخره ما خنده ي اينم ديديم ، يه دفعه دختره گفت از بس خنديدم خودمو به گريه انداختم و باز زد زير گريه !!!موفق باشيد فعلا بابايييي + نوشته شده در سه شنبه 5 آذر1387ساعت 17:35 به قلم .: *نگار* :.
|
و همچنان غر غر ادامه دارد ...
سلام ...!
![]() ![]() 1. امروز روز بدشانسي من بود ! حراست بهم گير داد و اسمم رو با تمام مشخصات !!! نوشت !!! به خاطر پالتوي كوتاه ... همون پالتويي كه اين همه جلوي اون يكي حراستي پوشيدم و گير نداده ! حالا يه حراست جديد اومده و اول بسم الله عشقش كشيده اسم بنده رو بنويسه !بعدش راجع به يه مساله ي حياتي ! با استاد حرف زدم و استاد قبول نكرد !! بعدش شديدا حالم بد شد ... بعدش فردا بازديد داريم ! طبق گفته ي استاد 3 ساعت و نيم بايد راه بريم !!! بنده با اين حال بدم چه جوري اين همه راه برم ؟ (اي خدااااااااا)بعدشم شديدا ترافيك بود و پدرم درومد برسم خونه ! خلاصه غر غرررررررررررررررررررر.................. 2. امروز يوزارسيف اومده بود دانشگاه ما ، نميدونم چرا اومده بود ، ماشينش هم آورده بود تو حياط دانشگاه گذاشته بود !!! (چه مسخره !) حالا خوبه يه فيلم بازي كرده ها ! فكر كرده تحفه اس !3. ديگه حالم از هر چي بازديده بهم ميخوره ! رشته هاي ديگه به ما حسودي ميكنن كه ما هي ميريم بازديد ! ولي خودمون واقعا زده شديم ! 4. اول دي ماه آخريم مهلت تحقيق هامونه ! من هنوز هيچ غلطي نكردم ! نميدونم چه خاكي به سرم بريزم 5. از دانشگاهم ديگه خسته شدم ! كي تموم ميشه راحت شيم ؟؟؟6. اينم يه زنگ تفريح : طرز تهيه ترشي به روش نگار : ابتدا به مقدار فراوان گل كلم و هويج خورد ميكنيم ، سپس ظرف ترشي را كه تمام گل كلم ها و هويج هايش را خورده ايم از يخچال بيرون مي آوريم ، هويج ها و گل كلم هاي مذكور را درون ظرف ترشي ميريزيم و ظرف را در يخچال ميگذاريم تا جا بيفتد ! من از ترشي فقط گل كلمش رو دوست دارم ، هويجش رو هم ميخورم ، تمام گل كلم ها و هويج هاي ترشي رو تموم كردم ! واسه همين رفتم خريدم ريختم توش ! حالا چي از آب در مياد خدا ميدونه !!! ميدونم الان ميخواين بگين خب چرا شور نميخوري ؟ خب من گل كلم رو تو ترشي دوست دارم ! نه تو شور 7. من برم كه دارم از خستگي ميميرم ...موفق باشيد فعلا باباييي
+ نوشته شده در شنبه 2 آذر1387ساعت 19:36 به قلم .: *نگار* :.
|
[ صفحه نخست | نوشته هاي قديمي ] |
امكانات
پروفايل منمعرفي نامه
سلام...!
من نگارم ، متولد 16مرداد خوش اومدي وقتي كوچولو بودم
همسايه ها
پشتيباني وبلاگ
POWERED BY
BLOGFA.COM |