تبليغاتX
ღ*فانا*ღ
   

 

 

 

 

كوري و هزار درد :دي
سلام ...!

1.  آي پاهام درد ميكنه ... امروز از تاكسي كه پياده شدم رفتم تو پياده رو ، داشتم پولاي مچاله اي كه راننده بهم پس داده بود رو صاف ميكردم بذارم تو كيف پولم ، تو يه دستمم هم ليوان ذرت بود (منتظر بودم يه سطل آشغال پيدا كنم بندازم توش !) يه دفعه با شدت خوردم به يه ميله تعجب! يه ميله ي افقي بود ، مثل داربست ، چون پايين بود و منم سرگرم پولام بودم نديدمش نیشخند!! ساق پاهام داغونننننننننن شد ! هم يهو از درد نفسم بند اومد هم كلي خجالت كشيدم و واسه حفظ آبرو به سرعت صحنه رو ترك كردم كه نكنه يكي اين صحنه ي مضحك رو ديده باشه و مسخره ام كنه نیشخند! خيلي دردم اومددددددد ، تازه راه كه ميرفتم و شلوارم ميخورد بهش خيلي ميسوخت ! اومدم خونه ديدم پوستش كنده شده و كلي قرمز شده ! تا چند ساعت ديگه هم كبود ميشه نگران

همش تقصير راننده تاكسي بود كه پول مچاله بهم داد خنثی

2.  اين ترم استادا خيلي تحقيق ميخوان ازمون ! علاوه بر پروژه اصلي ، هر جلسه 3-4 تا موضوع ميدن كه واسه جلسه بعد بايد راجع بهش تحقيق كنيم ! تازه اينكه بريم سرچ كنيم و پرينت بگيريمم قبول ندارن ! بايد تجزيه تحليل و نتيجه گيري هم كنيم کلافه! ميخوام ترك تحصيل كنم نیشخند

3.  مرسي بهم راي دادين بغل، وبلاگم جزء وبلاگ هاي برتر شد باز ، راستش فكر نميكردم امسال رتبه بيارم چون بازديدم نسبت به پارسال كمتر شده ، ولي راي آوردنم نشون داد هنوزم اينجا بازديد كننده داره و اكثرا از گوگل ريدر وبلاگمو ميخونن كه تو آمار نشون نميده و من فكر ميكردم وبلاگم سوت و كور شده ! مرسي دوستان قلب

4.  جشن پرشين بلاگ 5شنبه ي هفته ي بعده ... آهاي دخترا ؟ كسي مياد بريم نیشخند؟

+ نوشته شده در  چهارشنبه 29 مهر1388ساعت 16:51  به قلم  .: *نگار* :.  | 

10گانه
سلام ...!

1. يعني عذابي بزرگتر از اينم هست كه 4 روز تو هفته ساعت 5:30 صبح بيدار شي بري دانشگاه ؟؟؟ تازه اون 2 روز ديگه ي هفته هم سر ظهر .... اگه يادتون باشه فقط چهارشنبه هام خالي بود كه كلاس عملي آلودگي هوا افتاد چهارشنبه ها خنثی! اونم كي ؟ 7:40 صبح !

2. كارتون عصر يخبندان 3 رو دانلود كردم ديدم ، تازشم رئيس مزرعه 2 هم اومده ولي من واسه دانلود پيداش نكردم ، بايد بخرمش

3. يه سريال كره اس دستمه ، so ji sub جونم توش بازي كرده قلبولي هنوز وقت نكردم ببينمش !! فكر كن so ji sub و فيلم هست و من هنوز نديدم تعجب!!!!!!!!

4. داشتم شام ميخوردم ، بعد از دلنوازان تي وي همچنان كانال 3 بود ، بعد داشت نشون ميداد اقاهه ميخواد با موتور از رو اين همه اتوبوس بپره نگران! بعد آقاهه نتونست بپره و به طرز وحشتناكي خورد به اتوبوسه نگران! قاشق تو دستم خشك شد نگران!! آقاهه مرد نگران! منم ديگه نتونستم بقيه شامم رو بخورم ! آخه اين چه كار احمقانه اي بود آقاهه كرد ؟ خدا بيامرزش ولي نگران...

5. يادتون كه بود بنده چند ماه پيش آبله مرغون گرفتم ؟ هنوز جاي دون دون هاي آبله مرغونم خوب نشده ! كمرنگ شده ها ولي هنوز كامل محو نشده ! تو مجله خوندم واسه رفع لكه هاي پوستي چند برگ كاهو رو 2 ساعت تو آب بجوشونيد و روزي 2 بار آبش رو با دستمال روي پوست بذارين .... 2 روزه دارم اين كارو ميكنم ولي نميدونم جواب ميده يا نه ! مامانم به شوخي ميگه اگه كاهو موثر بود كه خودش لك نميزد نیشخند

6. امروز سر كلاس ، هنوز استاد درس رو شروع نكرده بود من داشتم با نازنين حرف ميزدم ، استاد گفت سركار خانوم هر وقت صحبت هاتون تموم شد بگين من درسو شروع كنم ! بعد من ديگه حرف نزدم و استاد هم موقع درس انقدر تند جزوه ميگفت كه اگه ميخواستيمم نميتونستيم حرف بزنيم !!! چون جا ميمونديم !! بعد آخر كلاس اومده ميگه شما 3 تا (من و شيوا و نازنين) همش داشتين حرف ميزدين تعجب!!! خيلي زشته آدم وقتي يكي داره صحبت ميكنه ، حرف بزنه و .... !!!!
واقعا آش نخورده و دهن سوخته شديم نیشخند! آخه باز اگه حرف ميزديم يه چيزي !!! ما اگه بخوايم حرف بزنيم 1 ثانيه هم آروم نميشيم و يه ريز حرف ميزنيم و ميخنديم ! حالا سر كلاس يه استاد كه ساكت بوديم اومده ميگه همش حرف ميزدين !!! ايششششش خنثی

7. چقدر استاد هاي اين ترممون اعصاب خورد كنن کلافه!

8. دلم يه چيزي ميخواد ، اگه گفتين چي خیال باطل ؟ عمرا بتونين حدس بزنين نیشخند...

9. امروز فهميدم پرشين بلاگ باز نظرسنجي انتخاب وبلاگ برتر بانوان و كودكان گذاشته ، اگه دوست دارين تو نظرسنجيش شركت كنيد ، ولي فكر كنم ديگه روزاي آخرشه و مهلتش داره تموم ميشه

محبوب ترین وبلاگ ها

10. اينم نوشتم كه بشه 10 تا نیشخند

+ نوشته شده در  پنجشنبه 23 مهر1388ساعت 19:14  به قلم  .: *نگار* :.  | 

دانشگاه
سلام ...!

فكر نميكردم با دير به دير آپ كردن من و باز شدن مدارس و دانشگاها و ... اينجا انقدر سوت و كور شه ! آدم دلش ميگيره ...

شنبه سر كلاس نهج البلاغه ، استاد اول ساعت حضور غياب كرد ،‌ نازنين هي ميگفت پاشين در بريم ! كلاس هم توي سالن اجتماعات بود و سالن هم بزرگ !!! من گفتم نميشه ! تا اين همه راه بريم برسيم به در كلاس استاد ميفهمه ! خلاصه تا حضور غياب تموم شد و استاد رفت تخته رو پاك كنه ، نازنين پاشد گفت من كه رفتم ! اگه مياين بدوين ! ما هم پاشديم و 3 تايي دويديم سمت در و پريديم بيرون ! فك كن اين همه راهو دويديم !! بعد يواشكي نگاه كرديم ديديم استاد داره درس ميده !! آي حال كرديما ! :دي
بعد ما هم چند نفر ديگه كلاس رو پيچوندن !! استاد هم نفهميد !!!!!

هنوز هيچي از مهر نگذشته يه عالمه تحقيق ريخت سرمون ... اين ترم استادايي داريم كه پدرمون رو در ميارن !! به جز 2 تاشون بقيه از اون عقده ايان ! مخصوصا يكيشون كه استاد درس خاك شناسي و آلودگي هوامونه (اين همه بايد ريختشو ببينيم !!) فكر كرده اينجا دبستانه !!! ميگه من بايد حضور غياب كنم و اگه غيبت داشتين زنگ بزنم خونه هاتون اطلاع بدم !!! به هر حال پدر مادراتون بايد بدونن شما اومديم دانشگاه يا نه !!!!! فك كنين !!!!!!!

يه درس داريم به اسم پارك داري ، 2 تا كتاب 1000 صفحه اي داره واسه امتحان !!! همه اش هم تو امتحان هست !! البته امتحانش open book هستش ولي ما تو 1 ساعت وقت از 2000 صفحه چه جوري جوابا رو پيدا كنيم ؟؟؟؟ تازه من هنوز كتابا هم نخريدم !!

اصلا اين ترم ترم مزخرفيه ! به غير از كلاس اكولوژي دريا كه استادش ماههههه ، عشقه ، زندگيه :دي بقيه كلاسا غير قابل تحملن

استاد اكولوژي دريا خانومه ها ! :دي

همينا ديگه ...

مخاطب خاص نوشت :
1. مهسا ؟؟؟ كجايي تو دختر ؟؟؟ ديگه دانشگاه رفتن انقدر وقتت رو گرفته كه يه حالي از ما نميپرسي ؟؟ دلم واست تنگ شده :(

+ نوشته شده در  یکشنبه 19 مهر1388ساعت 18:44  به قلم  .: *نگار* :.  | 

فراموش كن ...
سلام ...!

1. به خودم گفته بودم تا واسه همه كامنت نذارم حق آپ كردن ندارم نیشخند! ولي ديدم اصلا نميشه ! اين همه وبلاگ ... منم كه سرم شلوغ ... گفتم بيام آپ كنم بعد سر فرصت بقيه كامنت ها رو بذارم نیشخند

2. اين روزا همه چي خوبه ... آرومم ... خوشحالم ... خوش ميگذرونم ... از هيچي ناراحت نميشم ... به خودم ميرسم ... تفريح ميكنم ... از زندگي لذت ميبرم ... اصلا نميذارم هيچ فكر ناراحت كننده ي بياد تو ذهنم ... خلاصه اينكه همه چي عاليه و من اين روزا رو دوست دارم بغل...

3. اين چند وقته سوار هر تاكسي شدم كه راننده اش يه كم مسن بوده ، آهنگ هاي اشكين و عليشمس گوش ميداده تعجب!! اونم چه آهنگ هايي ! "اشكين ملودي بيا ! ملودي عروسي بيا" يا "ميخوام برسونمتتتتتتتتت" نیشخندپيرمردا سرخوش تر از جوونا شدن قهقهه ! تازه يكيشون جديدترين آهنگش هم داشت ، آهنگ "عاااااااااشقتم" نیشخند

4. يعني من عاشق چرت و پرت خوندن هاي اشكين و عليشمسم نیشخند، مخصوصا تو آهنگ "عاشقتم" كه ميگه :
به دنبالت ميام بريم 7تير ، مانتو تو بگير ... واي شدم اسير ، واي عاشقتم ، واي واي عاشقتم .... به دنبالت ميام با چيپس و پفك ، با ضرب و تنبك ، واي عاشقتم ، واي واي عاشقتم ..."

5. چند روز پيشا اومدم آهنگ دانلود كنم ، ديدم سرعت دانلودم شده 80 تعجب!!! (بايد 19 باشه) حال كردمااااااااااا تا تونستم آهنگ و بازي و ... دانلود كردم نیشخند... فرداشم باز اومدم ديدم همچنان سرعتم بالاس و باز تا تونستم چيز ميز دانلود كردم ،انقد حال ميداد تا كليك ميكردم دانلود ميشد نیشخند! تازه الانم خواستم آهنگ دانلود كنم ديدم سرعت 120 شده نیشخندنیشخند! قربون شاتل برم من نیشخند

6. از آهنگ هايي كه جديدا دانلود كردم اين آهنگ مهدي مدرس رو خوشم اومد :
فراموش كن كه بت گفتم دوست دارم
فراموش كن اگه گفتم تورو دارم
فراموش كن اگه روزي با تو بودم
توي شب هام توي رويام با تو بودم
فراموش كن ، فراموش كن
همه چيزو فراموش كن
خودت خواستي كه تنها شي
تو چشمامم فراموش كن

....


7. فعلا چيز ديگه اي يادم نمياد ، البته راجع به دانشگاه كلي حرف دارما ، ولي نميخوام تو اين پسم غرغر كنم ، باشه واسه پستاي بعد نیشخند


مخاطب خاص: ميدونم دروغ گفتي ... ولي حتي اگه راست گفته باشي هم اصلا ناراحت نشدم ... وقتي خواستم اينطور بشه فكر اينجاهاشم كرده بودم ....
+ نوشته شده در  چهارشنبه 15 مهر1388ساعت 13:51  به قلم  .: *نگار* :.  | 

دانشگاه
سلام ...!

از شنبه ميرم دانشگاه ، مثل هر ترم استادا از همون روز اول با ليست عكس دار (!!) ميان سر كلاس و سرشون بره حضور غيابشون نميره کلافه !! پس فكر نكنين ما مثل بچه كلاس اولي ها از روز اول ميريما ! خب مجبوريم افسوس !
برنامه اين ترمم كه داغونه ! 5 روز تو هفته كلاس دارم ،‌همش ميترسيدم يه آزمايشگاه بيفته تو اون روزي كه كلاس ندارم و اونم پر شه ولي خدا رو شكر نيفتاد ... اين برنامه منه :

شنبه ها : 2:40 تا 4:10 تفسير موضوعي نهج البلاغه
يكشنبه ها ؛ 7:40 تا 9 خاك شناسي ، 9:10 تا 10:30 آلودگي هوا ، 4:20 تا 5:50 مباني مديريت حيات وحش
دوشنبه ها : 2:40 تا 4:10 اخلاق اسلامي
سه شنبه ها : 7:40 تا 9 پاركداري ، 9:10 تا 10:30 آزمايشگاه خاك شناسي ، 10:40 تا 12 اكولوژي درياها و درياچه ها ، 12:15 تا 2:30 گياهان آبزي
پنج شنبه ها : 7:40 تا 9 هيدرولوژي

ديروز تو اون 6 ساعت الافي مرديم ! شبم ساعت 8 رسيديم خونه ،‌يعني جنازمون رسيد خونه !! واسه همين تصميم گرفتيم مباني رو حذف كنيم ، ديروزم حذف و اضافه بود ، ديگه قبل از اينكه پشيمون شيم رفتم واسه 3تامونو حذف كردم و فوري تثبيت نهايي هم زدم نیشخند! شديم 18 واحد (20 واحد داشتيم) ولي خب به اينكه از اين خستگي و الافي راحت شديم ميارزيد
شنبه ها و دو شنبه ها واسه درساي مزخرف و خسته كننده سر ظهر بايد بريم دانشگاه و برگشتني هم تو ترافيك بمونيم ! اون 3 روز ديگه هم كه 7:40 كلاس داريم به خاطر ترافيك صبحگاهي 6 صبح بايد از خونه بزنيم بيرون چشم!!
حالا همه ي اينا به كنار ! كاش حداقل برنامه امتحانمون خوب بود !! ولي برنامه امتحانمونم داغونه ! تازه مثل هميشه 2 تا امتحان تو يه روز هم داريم !! 3 تا از امتحانامونم پشت سر همه ، بدون هيچ وقتي ... حالا به موقع اش سر اينا حسابي غرغر ميكنم نیشخندنیشخند

بعد از اين همه آه و ناله و فغان و ...نیشخند يه چيزي بگم بخنديننیشخند
ديروز بعد از 2 تا كلاس اول تو حياط دانشگاه نشسته بوديم ، بعد من گفتم پاشين بريم بيرون ! ميميريم از بيكاري تا ساعت 4 ! بچه ها گفتن باشه ، تا بلند شديم ، 2 تا دختر كنارمون بودن گفتن : نميتونين برين بيرون ها !!
گفتيم : وااااا ، چرا تعجبتعجب؟؟؟؟
گفتن : نميتونين ديگه !!
گفتيم : خب چراتعجبتعجبتعجب ؟؟؟
يكيشون گفت : اونجا هم نوشته (اشاره به در پسر ها) "ورود و خروج خواهران ممنوع ميباشد !" فقط برادرا ميتونن برن و بيان ! شما نميتونين برين !
ما 3 تا يه نگاهي به هم كرديم ، من پرسيدم ترم اولي هستين نیشخند؟؟
گفتن آره !
گفتم عزيزم خب اون در پسراس ! ما بايد از در خودمون بريم و بيايم !!
گفت : واقعا ؟؟ من فكر كردم ديگه نميتونيم بريم و بيايم !!!
ديگه داشتيم از خنده ميمرديم !قهقهه  باي كرديم و رفتيم !!

طفلكي ها فكر كردن اينجا مدرسه س ! فقط سر يه ساعت خاص ميتونن برن و بيان قهقهه قهقهه !!! حالا تا عصر ما انقدر مسخره بازي دراورديم ! نه كه بخوايم ترم اولي ها رو مسخره كنيما whistling ! نههههه whistling ! اما بيرون كه بوديم ميگفتيم حالا چيكار كنيم ؟ نميتونيم برگرديم دانشگاه قهقهه قهقهه !!!

البته من يه توضيحي بدم ، در پسر ها توي حياطه و به خيابون اصلي باز ميشه ، در دخترا توي راهروئه و به يه كوچه فرعي باز ميشه ، اينا احتمالا در دخترا رو نديدن ، اما دليل نميشه انقدر خنگ باشن بگن ديگه نميشه رفت بيرون نیشخند !!! چقدرم احساس علم و دانش كردن و خواستن ما رو هم آگاه كننقهقهه !!

فعلا همينا ديگه ! هنوز يه هفته نشده ميرم دانشگاه حسابي خسته شدم ، واي به حال يه ماه ديگه و ...

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 6 مهر1388ساعت 21:4  به قلم  .: *نگار* :.  | 


[ صفحه نخست | نوشته هاي قديمي ]

window.setTimeout( "document.getElementById ('adss').style.display='none'" ,100);