تبليغاتX
ღ*فانا*ღ - امتحان مساحي !
   

 

 

 

 

امتحان مساحي !
سلام ...!

صبح ساعت 5:30 موبايلم زنگ زد ، طبق معمول دوباره تنظيمش كردم رو 6 و گرفتم خوابيدم !!! 6 باز زنگ زد ، با اينكه داشتم از خواب ميمردم اما چون كلي درس داشتم بيدار شدم ، رفتم صورتم رو شستم و اومدم رو تخت و شروع كردم به درسيدن !
ساعت يه ربع به 7 از مدرسه نزديك خونه مون صدا اومد كه يكي با ميكروفون گفت ، داوطلباي عزيز سريع تر بياين داخل ، فهميدم اينجا هم حوزه ي كنكوره ، يه دفعه ياد سال كنكورم افتادم و كلي استرس گرفتم ! :)) انگار من قرار بود برم كنكور بدم :))
دوباره رو درسم متمركز شدم و تا 9 درس خوندم ، بعد ديدم مامانم بيدار شده ، رفتم صبحونه خوردم و يه ذره اومدم اينترنت ، بعد دوباره يه ذره جزوه ام رو ورق زدم و ساعت 11 از خونه اومدم بيرون ... قبل امتحانم يه ذره جاهاي مهم جزوه رو با شيوا و نازنين مرور كرديم و رفتيم سر كلاس ... ورقا رو دادن ، چشمتون روز بد نبينه !!! سوالا رو ديدم رنگم پريد !!! مرتيكه .......... (هر چي دوس دارين ميتونين اينجا بذارين) ورداشته بود يه عالمه سوالاي طولاني و سختتتتتتتتتتتتت داده بود ، هر كدوم از جوابا يه ورق آ4 ميخواست !!!! ورق اضافه هم بهمون نميدادن !! بعد تازه واسه تمام سوالا نوشته بود با رسم شكل !!!! بعد يه سوال مساحي داده بود ، يه صفحه و نيم جواب اون ميشد !!! يه جدولي هم تو جزوه داريم ، من پيش خودم فكر ميكردم فوقش اگه از اين بخواد سوال بده ، جدول رو ميده و 3-4 تا خونه اش رو خالي ميذاره ديگه ! جدول به اين گندگي رو نميده كه !!! اما تو سوال آخر گفته بود اين جدوله رو رسم كنيم !!!!!!!!!!!!!!!!!!! وقت امتحانم 2 ساعت بود !!!!!
من كه 2 تا سوالم رو خالي گذاشتم ، هم بلد نبودم و هم وقت نبود روش فكر كنم ! فقط مثل ... داشتيم مينوشتيم !!! آخرشم همه مون شك داريم پاس شيم !!! درسشم 3 واحديه !!! بعد اينكه وقت تموم شد و به زور برگه ها رو از دستمون گرفتن رفتيم پيش رئيس دانشگاه شكايت كنيم !! اما دانشگاه بي صاحاب ما كي رئيس توش بوده كه حالا باشه ؟!!! آخرش دست از پا دراز تر برگشتيم اما يكشنبه حتما ميريم شكايت ! حداقل اگه هيچ كاري هم نكنن بايد نمره ها رو ببرن رو نمودار ! آخه اين چه وضعه امتحانه ؟!!!!!!!!

برگشتني هم تو راه خانوم "ع" رو ديديم (مسئول آموزش دانشكده كه بي نهاييييييييييييت مهربون و دوست داشتنيه) چون با من و شيوا هم مسيره و چندين بار تو راه ديديمش ما رو ميشناسه ، گفت بچه ها امتحان چطور بود ؟ 2 تايي گفتيم افتضاح !!! بعد يه ذره براش درد دل كرديم و آروم تر شديم :دي

بعدشم اومدم خونه ، اومدم نت ، يه كم وبلاگ خوندم و سايت و فروم رفتم و الانم اومدم آپ كنم :دي


* يه شنبه 2 تا امتحان با هم دارم !! ميكروبيولوژي و مناطق حفاظت شده ! ميكروب فك كنم آسونه اما مناطق خيلييييييييي سخته ! تازه اولين جلسه استاد گفت ترم پيش 29 نفر از اين درس افتادن !!! من امشب خيلي خستم و نميتونم درس بخونم ، به نظرتون ميرسم فردا و پس فردا اين 2 تا درس رو بخونم ؟؟ تازه جزوه ميكروبم ناقصه و 2 صفحه رو ندارم :( خيلي حيف شد ! چون ميكروب درسيه كه ميشه ازش 20 گرفت اما وقتي جزوه ام ناقصه ... :(

* انقد حرصم ميگيره همه رفتن پرشين بلاگ و واسه نوشته هاشون پسورد گذاشتن ! اين چه كاريه آخه ؟! نميگين آدم فوضول مرگ ميشه ؟!! :دييييييي

* ميخوام برم بخوابم اما ميترسم شب خوابم نبره ! نميدونم چيكار كنم ...
+ نوشته شده در  پنجشنبه 4 تیر1388ساعت 18:23  به قلم  .: *نگار* :.  | 


[ صفحه نخست | نوشته هاي قديمي ]

window.setTimeout( "document.getElementById ('adss').style.display='none'" ,100);